| جمع | voluptuaries |
voluptuary lifestyle
سبک زندگی عاشقپسند
voluptuary pleasures
لذتهای عاشقپسند
voluptuary indulgence
ولخرجی عاشقپسند
voluptuary pursuits
آثار و دستاوردهای عاشقپسند
voluptuary habits
عادتهای عاشقپسند
voluptuary tastes
سلیقههای عاشقپسند
voluptuary nature
طبع عاشقپسند
voluptuary lifestyle choices
انتخابهای سبک زندگی عاشقپسند
voluptuary experiences
تجربههای عاشقپسند
voluptuary fantasies
فانتزیهای عاشقپسند
he is a true voluptuary, always seeking the finest pleasures in life.
او یک فرد ولپتوری واقعی است، همیشه به دنبال لذت های برتر در زندگی.
the voluptuary indulged in gourmet food and fine wines.
آن ولپتوری در خوردن غذای خوشمزه و نوشیدن شراب خوب غوطه ور بود.
she lived like a voluptuary, surrounded by luxury and comfort.
او مانند یک ولپتوری زندگی می کرد، در میان تجمل و راحتی.
his voluptuary lifestyle often left him feeling empty.
سبک زندگی ولپتوری او اغلب باعث می شد احساس پوچی کند.
voluptuary habits can lead to a lack of self-discipline.
عادت های ولپتوری می تواند منجر به فقدان نظم خود شود.
as a voluptuary, he preferred the company of artists and intellectuals.
به عنوان یک ولپتوری، او ترجیح می داد با هنرمندان و روشنفکران معاشرت کند.
the voluptuary's home was filled with art and beautiful decor.
خانه ولپتوری پر از هنر و دکوراسیون زیبا بود.
voluptuary pursuits often distract from more meaningful goals.
اهداف ولپتوری اغلب باعث حواس پرتی از اهداف معنادتر می شوند.
he was known as a voluptuary, always seeking new experiences.
او به عنوان یک ولپتوری شناخته می شد، همیشه به دنبال تجربیات جدید بود.
the novel depicted a voluptuary's journey through life.
رمان سفر یک ولپتوری در زندگی را به تصویر کشید.
voluptuary lifestyle
سبک زندگی عاشقپسند
voluptuary pleasures
لذتهای عاشقپسند
voluptuary indulgence
ولخرجی عاشقپسند
voluptuary pursuits
آثار و دستاوردهای عاشقپسند
voluptuary habits
عادتهای عاشقپسند
voluptuary tastes
سلیقههای عاشقپسند
voluptuary nature
طبع عاشقپسند
voluptuary lifestyle choices
انتخابهای سبک زندگی عاشقپسند
voluptuary experiences
تجربههای عاشقپسند
voluptuary fantasies
فانتزیهای عاشقپسند
he is a true voluptuary, always seeking the finest pleasures in life.
او یک فرد ولپتوری واقعی است، همیشه به دنبال لذت های برتر در زندگی.
the voluptuary indulged in gourmet food and fine wines.
آن ولپتوری در خوردن غذای خوشمزه و نوشیدن شراب خوب غوطه ور بود.
she lived like a voluptuary, surrounded by luxury and comfort.
او مانند یک ولپتوری زندگی می کرد، در میان تجمل و راحتی.
his voluptuary lifestyle often left him feeling empty.
سبک زندگی ولپتوری او اغلب باعث می شد احساس پوچی کند.
voluptuary habits can lead to a lack of self-discipline.
عادت های ولپتوری می تواند منجر به فقدان نظم خود شود.
as a voluptuary, he preferred the company of artists and intellectuals.
به عنوان یک ولپتوری، او ترجیح می داد با هنرمندان و روشنفکران معاشرت کند.
the voluptuary's home was filled with art and beautiful decor.
خانه ولپتوری پر از هنر و دکوراسیون زیبا بود.
voluptuary pursuits often distract from more meaningful goals.
اهداف ولپتوری اغلب باعث حواس پرتی از اهداف معنادتر می شوند.
he was known as a voluptuary, always seeking new experiences.
او به عنوان یک ولپتوری شناخته می شد، همیشه به دنبال تجربیات جدید بود.
the novel depicted a voluptuary's journey through life.
رمان سفر یک ولپتوری در زندگی را به تصویر کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید