ascetic

[ایالات متحده]/əˈsetɪk/
[بریتانیا]/əˈsetɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سختگیر; تمرین خودداری
n. شخصی که خودانضباطی شدید و پرهیز را تمرین می‌کند
Word Forms
جمعascetics

عبارات و ترکیب‌ها

ascetic lifestyle

سبک زندگی گوشه‌گیر

ascetic practices

اصول گوشه‌گیری

ascetic diet

رژیم غذایی گوشه‌گیر

ascetic monk

راهب گوشه‌گیر

ascetic discipline

انضباط گوشه‌گیری

جملات نمونه

a person of ascetic habits.

یک فرد با عادات گوشه‌گیر

an ascetic life of prayer, fasting, and manual labour.

یک زندگی گوشه‌گیرانه با دعا، روزه و کار دستی

everyone, bar a few ascetics, thinks it desirable.

به جز چند گوشه‌گیر، همه آن را مطلوب می‌دانند.

The hermit followed an ascetic life-style.

زمين‌گرد گوشه‌گیري را دنبال مي‌کرد.

He inspired other ascetics and is called Simeon the Elder to distinguish him from a 6th-century stylite of the same name.

او دیگران را به گوشه‌گیری تشویق کرد و برای تمایز او از یک ستون‌نشین قرن ششم با همین نام، سیمون پیر نامیده می‌شود.

نمونه‌های واقعی

He imagined another kind of religion and became very ascetic.

او نوعی دین دیگر را تصور کرد و بسیار گوشه گیر شد.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

If we deliberately seek the absolute bottom, we become ascetics.

اگر ما عمدا به دنبال پایین ترین نقطه باشیم، ما تبدیل به گوشه گیر می شویم.

منبع: The wisdom of Laozi's life.

It has nothing to do with any ascetic personal style or with being self-effacing.

این هیچ ارتباطی با سبک زندگی گوشه گیر یا خودنمایی ندارد.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

But in an example to ascetics everywhere, that meal need not be dreary just because it is spare.

اما به عنوان نمونه ای برای گوشه گیران در همه جا، آن غذا لزوماً دلگیر نیست فقط به این دلیل که کم است.

منبع: The Economist (Summary)

Diogenes disciplined himself through rigorous ascetic training and learned to live life without any luxuries — physical or psychological.

دیوجنس با آموزش سخت و گوشه گیری خود را کنترل کرد و یاد گرفت که بدون هیچ تجملاتی - جسمی یا روانی - زندگی کند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

I am still a Samana, he thought, I am still an ascetic and beggar.

هنوز هم من یک سامانا هستم، او فکر کرد، من هنوز یک گوشه گیر و گدا هستم.

منبع: Siddhartha (Original Version)

Recently, the president ascribed the ascension of crime to ascetics.

به تازگی، رئیس جمهور افزایش جرم و جنایت را به گوشه گیران نسبت داد.

منبع: Pan Pan

But we’re not talking about fun populist religion, we’re talking about old-school ascetic Buddhism.

اما ما در مورد دین پوپولیستی سرگرم کننده صحبت نمی کنیم، ما در مورد بودیسم گوشه گیر با سنت های قدیمی صحبت می کنیم.

منبع: World History Crash Course

In Jesus' time it was a gathering place for itinerant religious ascetics and herders of the desert.

در زمان عیسی، این یک مکان تجمع برای گوشه گیران مذهبی دوره گرد و چوپانان صحرا بود.

منبع: The Book of Jade and Silk

And it is the same in other directions; you will find us neither profligate nor ascetic.

و این در جهات دیگر نیز همین است؛ شما ما را نه اسرافکار و نه گوشه گیر نخواهید یافت.

منبع: The Disappearing Horizon

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید