motivating voters
تقویت داوطلبان رأی دادن
angry voters
داوطلبان غضبان رأی دادن
young voters
داوطلبان جوان رأی دادن
key voters
داوطلبان کلیدی رأی دادن
first voters
داوطلبان اول رأی دادن
registering voters
ثبت داوطلبان رأی دادن
influencing voters
تأثیرگذاری بر داوطلبان رأی دادن
undecided voters
داوطلبان رأی دادن نامشخص
active voters
داوطلبان فعال رأی دادن
loyal voters
داوطلبان وفادار رأی دادن
the candidates are eager to reach out to voters in key districts.
候選者ها علاقهمندند تا به انتخابکنندگان در مناطق کلیدی نزدیک شوند.
many young voters are undecided about which candidate to support.
بسیاری از انتخابکنندگان جوان هنوز در مورد اینکه کدام نامزد را حمایت کنند، ابهام دارند.
the election results will depend on the turnout of voters.
نتایج انتخابات به میزان شرکت انتخابکنندگان بستگی خواهد داشت.
party leaders are trying to mobilize their base of voters.
رهبران حزب سعی میکنند تا پایهای از انتخابکنندگان خود را تحریک کنند.
disengaged voters may not participate in the upcoming election.
انتخابکنندگان غیر فعال ممکن است در انتخابات آینده شرکت نکنند.
the campaign team is targeting swing voters with persuasive messaging.
تیم مهیجسازی به انتخابکنندگان نوسانکننده با پیامهای متقن هدف قرار میدهد.
early voting allows voters more flexibility in casting their ballots.
آرا دادن زودتر انتخابکنندگان را در ارائه رأیهای خود بیشتر انعطافپذیر میکند.
the pollsters surveyed a random sample of registered voters.
پرسشگران یک نمونه تصادفی از انتخابکنندگان ثبتنامکرده را مورد پرسش قرار دادند.
frustrated voters expressed their dissatisfaction with the current government.
انتخابکنندگان ناراحت از نارضایتی خود نسبت به دولت فعلی ابراز داشتند.
educated voters tend to be more informed about the issues.
انتخابکنندگان آموزشدیده به طور کلی در مورد مسائل بیشتر آگاه هستند.
the new law aims to encourage greater participation among voters.
قانون جدید به منظور تشویق شرکت بیشتر انتخابکنندگان است.
motivating voters
تقویت داوطلبان رأی دادن
angry voters
داوطلبان غضبان رأی دادن
young voters
داوطلبان جوان رأی دادن
key voters
داوطلبان کلیدی رأی دادن
first voters
داوطلبان اول رأی دادن
registering voters
ثبت داوطلبان رأی دادن
influencing voters
تأثیرگذاری بر داوطلبان رأی دادن
undecided voters
داوطلبان رأی دادن نامشخص
active voters
داوطلبان فعال رأی دادن
loyal voters
داوطلبان وفادار رأی دادن
the candidates are eager to reach out to voters in key districts.
候選者ها علاقهمندند تا به انتخابکنندگان در مناطق کلیدی نزدیک شوند.
many young voters are undecided about which candidate to support.
بسیاری از انتخابکنندگان جوان هنوز در مورد اینکه کدام نامزد را حمایت کنند، ابهام دارند.
the election results will depend on the turnout of voters.
نتایج انتخابات به میزان شرکت انتخابکنندگان بستگی خواهد داشت.
party leaders are trying to mobilize their base of voters.
رهبران حزب سعی میکنند تا پایهای از انتخابکنندگان خود را تحریک کنند.
disengaged voters may not participate in the upcoming election.
انتخابکنندگان غیر فعال ممکن است در انتخابات آینده شرکت نکنند.
the campaign team is targeting swing voters with persuasive messaging.
تیم مهیجسازی به انتخابکنندگان نوسانکننده با پیامهای متقن هدف قرار میدهد.
early voting allows voters more flexibility in casting their ballots.
آرا دادن زودتر انتخابکنندگان را در ارائه رأیهای خود بیشتر انعطافپذیر میکند.
the pollsters surveyed a random sample of registered voters.
پرسشگران یک نمونه تصادفی از انتخابکنندگان ثبتنامکرده را مورد پرسش قرار دادند.
frustrated voters expressed their dissatisfaction with the current government.
انتخابکنندگان ناراحت از نارضایتی خود نسبت به دولت فعلی ابراز داشتند.
educated voters tend to be more informed about the issues.
انتخابکنندگان آموزشدیده به طور کلی در مورد مسائل بیشتر آگاه هستند.
the new law aims to encourage greater participation among voters.
قانون جدید به منظور تشویق شرکت بیشتر انتخابکنندگان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید