voyaged

[ایالات متحده]/ˈvɔɪɪdʒd/
[بریتانیا]/ˈvɔɪɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سفر کردن با دریا; انجام یک سفر طولانی; انجام یک سفر دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

voyaged far

سفر طولانی

voyaged together

همراه با هم سفر کردند

voyaged abroad

در خارج از کشور سفر کردند

voyaged east

به سمت شرق سفر کردند

voyaged west

به سمت غرب سفر کردند

voyaged north

به سمت شمال سفر کردند

voyaged south

به سمت جنوب سفر کردند

voyaged swiftly

به سرعت سفر کردند

voyaged alone

تنها سفر کردند

voyaged endlessly

بی نهایت سفر کردند

جملات نمونه

they voyaged across the vast ocean.

آنها در عرض اقیانوس وسیع سفر کردند.

we voyaged to distant lands in search of adventure.

ما به سرزمین های دورافتاده به دنبال ماجراجویی سفر کردیم.

he voyaged for months before reaching his destination.

او قبل از رسیدن به مقصد ماه ها سفر کرد.

the explorers voyaged through treacherous waters.

کاوشگران از طریق آب های خطرناک سفر کردند.

she voyaged with her family to explore new cultures.

او با خانواده اش به منظور کشف فرهنگ های جدید سفر کرد.

they voyaged to the arctic to study climate change.

آنها به قطب شمال سفر کردند تا تغییرات آب و هوایی را مطالعه کنند.

the ancient mariners voyaged using only the stars for navigation.

ملوانان باستانی فقط با استفاده از ستاره ها برای جهت یابی سفر کردند.

after they voyaged for a week, they finally found land.

بعد از اینکه آنها یک هفته سفر کردند، بالاخره زمین را پیدا کردند.

many have voyaged to discover new trade routes.

بسیاری برای کشف مسیرهای تجاری جدید سفر کرده اند.

the ship voyaged into the sunset, leaving the port behind.

کشتی در غروب خورشید حرکت کرد و بندر را پشت سر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید