sailed

[ایالات متحده]/seɪld/
[بریتانیا]/seɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به آب انداخته شده
v. زمان گذشته و قسمت گذشته sail؛ به آب انداختن؛ سفر کردن با قایق؛ سر خوردن یا به آرامی حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sailed away

عازم شدند

sailed through

از میان گذشتند

sailed smoothly

به راحتی حرکت کردند

sailed high

بالا رفتند

sailed past

از کنار گذشتند

sailed off

از آنجا رفتند

sailed in

وارد شدند

sailed out

بیرون رفتند

sailed together

با هم حرکت کردند

sailed away from

از آنجا دور شدند

جملات نمونه

the ship sailed across the vast ocean.

کشتی در اقیانوس وسیع به حرکت درآمد.

they sailed into the sunset on their honeymoon.

آنها در ماه عسل خود غروب آفتاب را تماشا کردند.

the fleet sailed together for the annual regatta.

ناوگان برای مسابقه سالانه با هم حرکت کردند.

she sailed smoothly through the rough waters.

او به راحتی از میان آب‌های خروشان عبور کرد.

after months of preparation, they finally sailed away.

پس از ماه‌ها آمادگی، آنها بالاخره به حرکت درآمدند.

he sailed solo around the world last year.

او سال گذشته به تنهایی به دور دنیا سفر کرد.

the boat sailed swiftly with the help of the wind.

کشتی با کمک باد به سرعت به حرکت درآمد.

they sailed past the beautiful coastline.

آنها از کنار خط ساحلی زیبا عبور کردند.

the captain sailed the vessel with great skill.

کاپیتان با مهارت فراوان کشتی را هدایت کرد.

we sailed to the island for a weekend getaway.

ما برای یک آخر هفته به جزیره سفر کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید