waif

[ایالات متحده]/weɪf/
[بریتانیا]/wef/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی، به ویژه یک کودک، که خانه یا دوستانی ندارد و اغلب گرسنه و بی‌توجه است؛ شخصی رها شده یا نادیده گرفته شده؛ شخصی که بی‌خانمان یا بی‌دوست است.
Word Forms
جمعwaifs

جملات نمونه

waifs of the picaresque tradition;

بی‌خانمان‌های سنت پیکارسک;

There are lots of waifs and strays living on the streets here.

بسیاری از بی‌خانمان‌ها و گمشده‌ها در این خیابان‌ها زندگی می‌کنند.

she is foster-mother to various waifs and strays.

او مادرخوانده بی‌خانمان‌ها و گمشده‌های مختلف است.

picaresque novels; waifs of the picaresque tradition; a picaresque hero.

رمان‌های پیکارسک؛ بی‌خانمان‌های سنت پیکارسک؛ یک قهرمان پیکارسک.

My wife is always inviting various waifs and strays from work to our house.She seems to attract them.

همسرم همیشه بی‌خانمان‌ها و گمشده‌های مختلف را از محل کار به خانه ما دعوت می‌کند. به نظر می‌رسد آن‌ها را به خود جذب می‌کند.

نمونه‌های واقعی

" You lie, " said the waif. " You must lie gooder" .

" شما دروغ می‌گویید،" گفت گدای خیابانی. " شما باید بهتر دروغ بگویید."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

" On any animal with warm blood" . The waif slapped her.

" روی هر حیوانی که خون گرم دارد." گدای خیابانی به صورت او زد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

The waif nodded. Arya nodded back, and in her best Braavosi said, " How many years have you" ?

گدای خیابانی سر تکان داد. آریا هم سر تکان داد و به بهترین زبان براووسی خود گفت: " چند سالی از عمرت گذشته؟"

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

" And really you didn't marry an Arab waif after all, " said Meriem.

" و واقعاً اصلاً با یک گدای عرب ازدواج نکردی،" مریم گفت.

منبع: Son of Mount Tai (Part 2)

It was kind of the epitome of the waif.

این تا حدودی تجسم گدای خیابانی بود.

منبع: Classic styles of celebrities

Poisons. She understood then. Every evening after prayer the waif emptied a stone flagon into the waters of the black pool.

سم‌ها. او آن وقت متوجه شد. هر شب پس از نماز، گدای خیابانی یک قمقمه سنگی را در آب‌های حوض سیاه می‌ریخت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

They were rather forlorn little waifs, outcasts in a strange country and forsaken by their only friend and guardian, Cap'n Bill.

آنها گدایان خیابانی بسیار دل‌شکسته بودند، غریبه در یک کشور غریب و رها شده توسط تنها دوست و سرپرستشان، کاپیتان بیل.

منبع: Scarecrow

But before the waif could answer, the kindly man stepped into the chamber, smiling. " You have returned to us" .

اما قبل از اینکه گدای خیابانی بتواند پاسخ دهد، مرد مهربان با لبخند وارد اتاق شد. " شما به ما بازگشته اید."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

The Common Tongue came to the waif more quickly. One day at supper she turned to Arya, and asked, " Who are you" ?

زبان مشترک برای گدای خیابانی سریعتر آمد. یک روز در هنگام شام به سمت آریا برگشت و پرسید: " شما کی هستید؟"

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

She only wanted to know that Jack loved the little Arab waif.

او فقط می‌خواست بداند که جک عاشق گدای خیابانی عرب کوچک است.

منبع: Son of Mount Tai (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید