vagabond

[ایالات متحده]/'vægəbɒnd/
[بریتانیا]/'væɡəbɑnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرگردان، بیکار
adj. سرگردان؛ در حال漂; بی آبرو
Word Forms
جمعvagabonds

جملات نمونه

The vagabonds were banished from the train station.

گدها از ایستگاه قطار تبعید شدند.

vagabonds meandering through life.See Synonyms at wander

گردشیان که در حال سرگردانی در زندگی هستند. برای مترادف‌ها به wander مراجعه کنید

The vagabond wandered from town to town, never staying in one place for long.

گردشی از شهری به شهر دیگر سرگردان بود و زیاد در یک مکان نمی‌ماند.

She felt a sense of freedom living the life of a vagabond, with no responsibilities tying her down.

او با زندگی آزادانه به عنوان یک گردشی، بدون هیچ مسئولیتی که او را به دام بیندازد، احساس آزادی می‌کرد.

The old man shared stories of his adventures as a vagabond in his youth.

مرد مسن داستان‌های ماجراجویی‌هایش به عنوان یک گردشی در جوانی را با دیگران در میان گذاشت.

The vagabond musician played his guitar on street corners for spare change.

موسیقیدان گردشی برای کسب درآمد اندک، گیتار خود را در گوشه‌های خیابان می‌نواخت.

Despite his rough appearance, the vagabond had a kind heart and helped those in need.

با وجود ظاهر نامرتبش، گردشی قلبی مهربان داشت و به نیازمندان کمک می‌کرد.

The vagabond lifestyle appealed to her sense of adventure and desire for new experiences.

سبک زندگی گردشی، حس ماجراجویی و میل او به تجربه‌های جدید را جذب کرد.

He adopted a vagabond lifestyle after quitting his job and traveling the world.

او پس از استعفا از شغلش و سفر در سراسر جهان، سبک زندگی گردشی را پذیرفت.

The vagabond's backpack was filled with all his worldly possessions.

کوله پشتی گردشی مملو از تمام دارایی‌های دنیوی او بود.

She admired the vagabond's carefree attitude towards life and lack of material possessions.

او نگرش بی‌خیالانه گردشی نسبت به زندگی و نداشتن دارایی‌های مادی را تحسین می‌کرد.

The vagabond's eyes held a hint of sadness, hinting at a past full of hardships.

چشمان گردشی ردی از غم را نشان می‌دادند و به گذشته‌ای پر از سختی‌ها اشاره داشتند.

نمونه‌های واقعی

Go on, you drunken vagabond, said the face.

برو، ای ولگرد مست، گفت چهره.

منبع: The Sign of the Four

But Dick moved not a step. Dick! you vagabond! get up.

اما دیک تکان نخورد. دیک! ای ولگرد! بلند شو.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

The ocean sunfish is a vagabond who doesn't mind a few horse mackerel tagging along for company.

ماهی خورشید اقیانوس یک ولگرد است که مهم نیست چند ساردین همراهش باشند.

منبع: Ocean Original Soundtrack

“I might easily have been… a little robber or a little vagabond.”

«من به راحتی می‌توانستم... دزد کوچکی یا ولگرد کوچکی باشم.»

منبع: The Economist - Arts

I deserve it! Yes, I deserve it! I have been nothing but a truant and a vagabond.

من لیاقتش را دارم! بله، من لیاقتش را دارم! من چیزی جز یک فرار و یک ولگرد نبوده ام.

منبع: The Adventures of Pinocchio

You're not a vagabond on the street.

تو یک ولگرد خیابانی نیستی.

منبع: TED Talks (Audio Version) January 2019 Collection

It's like being a vagabond and traveling everywhere.

این مثل این است که ولگرد باشید و همه جا سفر کنید.

منبع: GQ — 10 Essentials for Celebrities

John was a vagabond and had many vagaries.

جان یک ولگرد بود و بسیاری از خرافات داشت.

منبع: Pan Pan

You know my vagabond and restless habits.

شما می‌دانید عادت‌های ولگرد و بی‌قرار من.

منبع: A Tale of Two Cities (Original Version)

You don't walk around doing your hand like a punk. You're not a vagabond on the street.

شما مثل یک یاغی دست خود را نمی‌چرخانید. شما یک ولگرد خیابانی نیستید.

منبع: TED Talks (Video Edition) January 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید