waltzed

[ایالات متحده]/wɔːlzd/
[بریتانیا]/wɔltst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل waltz؛ به زور کشیدن یا هل دادن؛ به آرامی و سریع حرکت کردن؛ چرخیدن یا چرخش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

waltzed in

وارد شد

waltzed out

خارج شد

waltzed away

دور شد

waltzed through

از میان عبور کرد

waltzed past

کنار عبور کرد

waltzed along

همراه با

waltzed back

بازگشت

waltzed together

با هم رقصید

waltzed around

اطراف رقصید

waltzed away from

از دور شد

جملات نمونه

she waltzed gracefully across the dance floor.

او به طور ظریف در سراسر کف رقص می‌چرخید.

he waltzed into the room as if he owned the place.

او با این حال و کناسه وارد اتاق شد انگار که صاحب آنجا بود.

they waltzed together, lost in their own world.

آنها در حالی که در دنیای خود گم شده بودند، با هم می‌چرخیدند.

the couple waltzed under the stars at their wedding.

زوج جوان در زیر نور ستارگان در شب عروسی خود می‌چرخیدند.

she waltzed through the challenges with ease.

او به راحتی از پس چالش‌ها برآمد.

he waltzed into the meeting and took charge.

او با اعتماد به نفس وارد جلسه شد و مسئولیت را به دست گرفت.

they waltzed around the issue instead of addressing it directly.

آنها به جای پرداختن مستقیم به موضوع، دور آن چرخیدند.

she waltzed back into his life unexpectedly.

او به طور غیرمنتظره ای دوباره وارد زندگی او شد.

he waltzed through his performance effortlessly.

او به راحتی از پس اجرای خود برآمد.

they waltzed off into the sunset, hand in hand.

آنها دست در دست به سمت غروب آفتاب رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید