waltzed in
وارد شد
waltzed out
خارج شد
waltzed away
دور شد
waltzed through
از میان عبور کرد
waltzed past
کنار عبور کرد
waltzed along
همراه با
waltzed back
بازگشت
waltzed together
با هم رقصید
waltzed around
اطراف رقصید
waltzed away from
از دور شد
she waltzed gracefully across the dance floor.
او به طور ظریف در سراسر کف رقص میچرخید.
he waltzed into the room as if he owned the place.
او با این حال و کناسه وارد اتاق شد انگار که صاحب آنجا بود.
they waltzed together, lost in their own world.
آنها در حالی که در دنیای خود گم شده بودند، با هم میچرخیدند.
the couple waltzed under the stars at their wedding.
زوج جوان در زیر نور ستارگان در شب عروسی خود میچرخیدند.
she waltzed through the challenges with ease.
او به راحتی از پس چالشها برآمد.
he waltzed into the meeting and took charge.
او با اعتماد به نفس وارد جلسه شد و مسئولیت را به دست گرفت.
they waltzed around the issue instead of addressing it directly.
آنها به جای پرداختن مستقیم به موضوع، دور آن چرخیدند.
she waltzed back into his life unexpectedly.
او به طور غیرمنتظره ای دوباره وارد زندگی او شد.
he waltzed through his performance effortlessly.
او به راحتی از پس اجرای خود برآمد.
they waltzed off into the sunset, hand in hand.
آنها دست در دست به سمت غروب آفتاب رفتند.
waltzed in
وارد شد
waltzed out
خارج شد
waltzed away
دور شد
waltzed through
از میان عبور کرد
waltzed past
کنار عبور کرد
waltzed along
همراه با
waltzed back
بازگشت
waltzed together
با هم رقصید
waltzed around
اطراف رقصید
waltzed away from
از دور شد
she waltzed gracefully across the dance floor.
او به طور ظریف در سراسر کف رقص میچرخید.
he waltzed into the room as if he owned the place.
او با این حال و کناسه وارد اتاق شد انگار که صاحب آنجا بود.
they waltzed together, lost in their own world.
آنها در حالی که در دنیای خود گم شده بودند، با هم میچرخیدند.
the couple waltzed under the stars at their wedding.
زوج جوان در زیر نور ستارگان در شب عروسی خود میچرخیدند.
she waltzed through the challenges with ease.
او به راحتی از پس چالشها برآمد.
he waltzed into the meeting and took charge.
او با اعتماد به نفس وارد جلسه شد و مسئولیت را به دست گرفت.
they waltzed around the issue instead of addressing it directly.
آنها به جای پرداختن مستقیم به موضوع، دور آن چرخیدند.
she waltzed back into his life unexpectedly.
او به طور غیرمنتظره ای دوباره وارد زندگی او شد.
he waltzed through his performance effortlessly.
او به راحتی از پس اجرای خود برآمد.
they waltzed off into the sunset, hand in hand.
آنها دست در دست به سمت غروب آفتاب رفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید