| جمع | watercourses |
the bright moonlight illuminated argent watercourse,and the monkeys cried mirthlessly along the riverside. Flowers were dark and the town was located in the mountain, few placeman could be seem.
نور ماهتاب روشن و درخشان، جریان آب نقرهای را روشن کرد و میمونها بیمرحمت در امتداد کنار رودخانه فریاد میزدند. گلها تاریک بودند و شهر در کوهستان واقع شده بود، تعداد کمی از افراد میتوانستند دیده شوند.
The watercourse meandered through the forest.
رودخانه از میان جنگل عبور میکرد.
The watercourse was blocked by fallen trees after the storm.
پس از طوفان، درختان افتاده مسیر رودخانه را مسدود کردند.
The village relied on the watercourse for irrigation.
دهکده برای آبیاری به رودخانه متکی بود.
The watercourse dried up during the drought.
در طول خشکسالی، رودخانه خشک شد.
The watercourse provided a habitat for various aquatic species.
رودخانه زیستگاه گونههای مختلف آبزی را فراهم میکرد.
The watercourse was polluted by industrial waste.
رودخانه به دلیل فاضلاب صنعتی آلوده شده بود.
The watercourse overflowed its banks during heavy rains.
در بارانهای شدید، رودخانه از حریم خود تجاوز کرد.
The watercourse was dammed to create a reservoir.
برای ایجاد یک مخزن، رودخانه سد شد.
Fishermen lined the banks of the watercourse, hoping for a good catch.
ماهیتراشان در امتداد سواحل رودخانه صف آرایی کرده بودند و امیدوار بودند صید خوبی داشته باشند.
The watercourse provided a soothing sound as it flowed over the rocks.
صدای آرامشبخش آب در حال عبور از سنگها، توسط رودخانه ایجاد میشد.
the bright moonlight illuminated argent watercourse,and the monkeys cried mirthlessly along the riverside. Flowers were dark and the town was located in the mountain, few placeman could be seem.
نور ماهتاب روشن و درخشان، جریان آب نقرهای را روشن کرد و میمونها بیمرحمت در امتداد کنار رودخانه فریاد میزدند. گلها تاریک بودند و شهر در کوهستان واقع شده بود، تعداد کمی از افراد میتوانستند دیده شوند.
The watercourse meandered through the forest.
رودخانه از میان جنگل عبور میکرد.
The watercourse was blocked by fallen trees after the storm.
پس از طوفان، درختان افتاده مسیر رودخانه را مسدود کردند.
The village relied on the watercourse for irrigation.
دهکده برای آبیاری به رودخانه متکی بود.
The watercourse dried up during the drought.
در طول خشکسالی، رودخانه خشک شد.
The watercourse provided a habitat for various aquatic species.
رودخانه زیستگاه گونههای مختلف آبزی را فراهم میکرد.
The watercourse was polluted by industrial waste.
رودخانه به دلیل فاضلاب صنعتی آلوده شده بود.
The watercourse overflowed its banks during heavy rains.
در بارانهای شدید، رودخانه از حریم خود تجاوز کرد.
The watercourse was dammed to create a reservoir.
برای ایجاد یک مخزن، رودخانه سد شد.
Fishermen lined the banks of the watercourse, hoping for a good catch.
ماهیتراشان در امتداد سواحل رودخانه صف آرایی کرده بودند و امیدوار بودند صید خوبی داشته باشند.
The watercourse provided a soothing sound as it flowed over the rocks.
صدای آرامشبخش آب در حال عبور از سنگها، توسط رودخانه ایجاد میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید