wateriness

[ایالات متحده]/ˈwɔːtə(r)ɪnəs/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت آبکی بودن یا کمبود ماده؛ حالت مرطوب بودن یا خشک نبودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high wateriness

آب‌رسانی زیاد

low wateriness

آب‌رسانی کم

excess wateriness

آب‌رسانی بیش از حد

wateriness level

سطح آب‌رسانی

wateriness content

میزان آب‌رسانی

wateriness ratio

نسبت آب‌رسانی

wateriness measurement

اندازه‌گیری آب‌رسانی

increased wateriness

افزایش آب‌رسانی

wateriness assessment

ارزیابی آب‌رسانی

wateriness analysis

تجزیه و تحلیل آب‌رسانی

جملات نمونه

the wateriness of the soup made it refreshing.

آبدار بودن سوپ باعث طراوت آن شد.

she commented on the wateriness of the paint.

او در مورد آبدار بودن رنگ نظر داد.

the wateriness of the fruit was perfect for summer.

آبدار بودن میوه برای تابستان عالی بود.

we need to measure the wateriness of the soil.

ما باید آبدار بودن خاک را اندازه گیری کنیم.

his eyes showed a certain wateriness during the speech.

چشمانش در طول سخنرانی آبدار بودن خاصی نشان می داد.

the wateriness of the cake was due to the extra eggs.

آبدار بودن کیک به دلیل تخم مرغ اضافی بود.

they discussed the wateriness of the climate in the region.

آنها در مورد آبدار بودن آب و هوا در منطقه بحث کردند.

the wateriness of the mixture affected the final product.

آبدار بودن مخلوط بر محصول نهایی تأثیر گذاشت.

she preferred the wateriness of a light sauce.

او آبدار بودن یک سس سبک را ترجیح می داد.

the wateriness in the air made it feel humid.

آبدار بودن هوا باعث شد احساس شرابی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید