waverings

[ایالات متحده]/ˈweɪvərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈweɪvərɪŋz/

ترجمه

n. اسم جمع به معنای حرکت‌های تابش، لرزش یا سوسو زدن؛ همچنین توصیفی از حالت تردید یا ناپایداری.

عبارات و ترکیب‌ها

wavering commitment

تعهد سست

wavering voice

صدای لرزان

wavering faith

ایمان سست

wavering light

نور سوسوزن

wavering hands

دست‌های لرزان

wavering step

گام لرزان

wavering gaze

نگاه سست

wavering resolve

تصمیم سست

wavering memory

حافظه سست

without wavering

بدون لرزش

جملات نمونه

her emotional waverings made it difficult to predict her final decision.

نوسانات عاطفی او باعث می‌شد پیش‌بینی تصمیم نهایی‌اش دشوار باشد.

the politician's waverings on the tax policy disappointed his constituents.

نوسانات سیاستمدار در مورد سیاست مالی، رای‌دهندگانش را ناامید کرد.

there were slight waverings in his voice as he delivered the sad news.

در حالی که خبر غم‌انگیز را اعلام می‌کرد، لرزش‌های جزئی در صدایش وجود داشت.

after years of waverings, she finally committed to her career path.

پس از سال‌ها تردید، او سرانجام به مسیر شغلی خود متعهد شد.

the witness's waverings about the details raised doubts in the courtroom.

لرزش‌های شاهد در مورد جزئیات، باعث ایجاد تردید در دادگاه شد.

his waverings between two job offers kept him awake for nights.

تردید او بین دو پیشنهاد شغلی، شب‌ها او را بیدار نگه داشت.

the team's waverings in morale affected their performance throughout the season.

نوسانات روحیه تیم، عملکرد آن‌ها را در طول فصل تحت تأثیر قرار داد.

we observed the patient's waverings of consciousness during the examination.

ما نوسانات هوشی بیمار را در طول معاینه مشاهده کردیم.

the senator's moral waverings became a topic of intense debate.

نوسانات اخلاقی سناتور به موضوع بحث‌های شدید تبدیل شد.

her waverings of faith were tested during the challenging times.

اعتقاد او در زمان‌های سخت مورد آزمایش قرار گرفت.

the company's waverings in strategy confused both employees and investors.

نوسانات شرکت در استراتژی، هم کارمندان و هم سرمایه‌گذاران را گیج کرد.

after much waverings, the author decided to publish the controversial novel.

پس از تردید فراوان، نویسنده تصمیم گرفت رمان بحث‌برانگیز را منتشر کند.

his waverings of loyalty created tension within the family.

لرزش‌های وفاداری او باعث ایجاد تنش در خانواده شد.

the manager's waverings about the project timeline frustrated the team.

تردید مدیر در مورد جدول زمانی پروژه، تیم را ناامید کرد.

her voice waverings betrayed her true feelings about the situation.

لرزش صدای او، احساسات واقعی او در مورد این وضعیت را فاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید