waywardness

[ایالات متحده]/'weiwədnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اراده، ناپایداری.

جملات نمونه

They are :a playful curiosity,a capacity for dreams,a sense of humor to correct those dreams,and finally a certain waywardness and incalculability of behavior.......

آنها عبارتند از: کنجکاوی بازیگوش، توانایی رویای دیدن، حس شوخ طبعی برای تصحیح آن رویاها و در نهایت نوعی بیراهی و غیرقابل پیش بینی بودن رفتار......

It is laziness and waywardness, however, that causes one to give himself up as hopeless and back down on the pretext of "no interest".

با این حال، تنبلی و لجبازی است که باعث می شود یک فرد خود را ناامید جلوه دهد و به بهانه "عدم علاقه" عقب نشینی کند.

Solomon is barely cold in his grave when the nation turns from worship to waywardness in its commitment to God.

سلیمان حتی در قبرش هم به سختی سرد نشده که ملت از عبادت به سرکشی در تعهد خود به خدا روی کند.

dealing with waywardness in teenagers

رسیدگی به سرکشی در نوجوانان

struggling with waywardness in her own life

با مشکل مواجه شدن با سرکشی در زندگی خود

parenting a child with waywardness issues

پرورش فرزندی با مشکلات سرکشی

addressing the waywardness of a pet

رسیدگی به سرکشی یک حیوان خانگی

counseling sessions for waywardness behavior

جلسات مشاوره برای رفتار سرکش

guiding students through their waywardness

هدایت دانش آموزان در طول سرکشی آنها

understanding the root of waywardness

درک ریشه سرکشی

consequences of waywardness in relationships

پیامدهای سرکشی در روابط

overcoming personal waywardness tendencies

غلبه بر تمایلات شخصی به سرکشی

managing waywardness in the workplace

مدیریت سرکشی در محل کار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید