wealthily

[ایالات متحده]/ˈwɛlθɪli/
[بریتانیا]/ˈwɛlθəli/

ترجمه

adv. به طور ثروتمندانه یا مرفه؛ به شیوه‌ای فراوان یا انبوه

عبارات و ترکیب‌ها

wealthily living

زندگی مجلل

wealthily dressed

به شکلی مجلل پوشیده شده

wealthily established

به شکلی مجلل مستقر شده

wealthily invested

به شکلی مجلل سرمایه‌گذاری شده

wealthily supported

به شکلی مجلل حمایت شده

wealthily acquired

به شکلی مجلل به دست آمده

wealthily funded

به شکلی مجلل تامین مالی شده

wealthily inherited

به شکلی مجلل ارث برده شده

wealthily engaged

به شکلی مجلل درگیر شده

wealthily operated

به شکلی مجلل اداره شده

جملات نمونه

they lived wealthily in a large mansion.

آنها به شکلی مرفه در یک عمارت بزرگ زندگی می‌کردند.

she invested her money wisely to live wealthily.

او با دقت پول خود را سرمایه‌گذاری کرد تا به شکلی مرفه زندگی کند.

he travels wealthily around the world.

او به شکلی مرفه در سراسر جهان سفر می‌کند.

they dress wealthily for the gala.

آنها برای مهمانی شام به شکلی مرفه لباس می‌پوشند.

living wealthily requires careful financial planning.

زندگی کردن به شکلی مرفه نیاز به برنامه‌ریزی مالی دقیق دارد.

she was raised in a wealthily family.

او در یک خانواده مرفه بزرگ شد.

he spoke wealthily about his experiences.

او به شکلی مرفه در مورد تجربیات خود صحبت کرد.

they dined wealthily at the finest restaurants.

آنها در بهترین رستوران‌ها به شکلی مرفه غذا خوردند.

her wealthily lifestyle attracted attention.

سبک زندگی مرفه او توجه را به خود جلب کرد.

he managed to live wealthily despite his humble beginnings.

او با وجود ریشه‌های متواضعانه‌اش توانست به شکلی مرفه زندگی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید