live opulently
زندگی مجلل
dress opulently
به شکلی مجلل لباس پوشیدن
eat opulently
به شکلی مجلل غذا خوردن
travel opulently
به شکلی مجلل سفر کردن
celebrate opulently
به شکلی مجلل جشن گرفتن
decorate opulently
به شکلی مجلل تزئین کردن
spend opulently
به شکلی مجلل هزینه کردن
party opulently
به شکلی مجلل مهمانی گرفتن
invest opulently
به شکلی مجلل سرمایه گذاری کردن
she decorated her home opulently for the holiday season.
او خانه خود را به شکلی مجلل و برای تعطیلات آخر سال تزئین کرد.
the restaurant served opulently plated dishes that were a feast for the eyes.
رستوران غذاهای با ظاهری مجلل و چشم نواز ارائه می داد که یک فستیوال بصری بود.
he lived opulently, traveling to exotic locations every year.
او به شکلی مجلل زندگی می کرد و هر سال به مکان های عجیب و غریب سفر می کرد.
the wedding was celebrated opulently, with hundreds of guests in attendance.
عروسی به شکلی مجلل جشن گرفته شد و صدها مهمان در آن حضور داشتند.
they enjoyed an opulently designed suite at the luxury hotel.
آنها از یک سوئیت با طراحی مجلل در هتل لوکس لذت بردند.
the gala was opulently organized, showcasing the best of fashion and art.
جشن شام به شکلی مجلل برگزار شد و بهترین های مد و هنر را به نمایش گذاشت.
opulently furnished offices can impress clients and boost morale.
دفاتر با مبلمان مجلل می توانند مشتریان را تحت تاثیر قرار داده و روحیه را افزایش دهند.
she wore an opulently beaded gown that sparkled under the lights.
او یک لباس مجلل با مهره هایی پوشید که زیر نورها می درخشید.
the mansion was opulently constructed with marble floors and crystal chandeliers.
کلبه به شکلی مجلل ساخته شده بود با کف های مرمر و لوستر های کریستالی.
he spoke opulently about his travels, captivating everyone in the room.
او به شکلی مجلل در مورد سفر هایش صحبت کرد و همه را در اتاق مسحور کرد.
live opulently
زندگی مجلل
dress opulently
به شکلی مجلل لباس پوشیدن
eat opulently
به شکلی مجلل غذا خوردن
travel opulently
به شکلی مجلل سفر کردن
celebrate opulently
به شکلی مجلل جشن گرفتن
decorate opulently
به شکلی مجلل تزئین کردن
spend opulently
به شکلی مجلل هزینه کردن
party opulently
به شکلی مجلل مهمانی گرفتن
invest opulently
به شکلی مجلل سرمایه گذاری کردن
she decorated her home opulently for the holiday season.
او خانه خود را به شکلی مجلل و برای تعطیلات آخر سال تزئین کرد.
the restaurant served opulently plated dishes that were a feast for the eyes.
رستوران غذاهای با ظاهری مجلل و چشم نواز ارائه می داد که یک فستیوال بصری بود.
he lived opulently, traveling to exotic locations every year.
او به شکلی مجلل زندگی می کرد و هر سال به مکان های عجیب و غریب سفر می کرد.
the wedding was celebrated opulently, with hundreds of guests in attendance.
عروسی به شکلی مجلل جشن گرفته شد و صدها مهمان در آن حضور داشتند.
they enjoyed an opulently designed suite at the luxury hotel.
آنها از یک سوئیت با طراحی مجلل در هتل لوکس لذت بردند.
the gala was opulently organized, showcasing the best of fashion and art.
جشن شام به شکلی مجلل برگزار شد و بهترین های مد و هنر را به نمایش گذاشت.
opulently furnished offices can impress clients and boost morale.
دفاتر با مبلمان مجلل می توانند مشتریان را تحت تاثیر قرار داده و روحیه را افزایش دهند.
she wore an opulently beaded gown that sparkled under the lights.
او یک لباس مجلل با مهره هایی پوشید که زیر نورها می درخشید.
the mansion was opulently constructed with marble floors and crystal chandeliers.
کلبه به شکلی مجلل ساخته شده بود با کف های مرمر و لوستر های کریستالی.
he spoke opulently about his travels, captivating everyone in the room.
او به شکلی مجلل در مورد سفر هایش صحبت کرد و همه را در اتاق مسحور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید