weaves

[ایالات متحده]/wiːvz/
[بریتانیا]/wivz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پارچه را با بافتن نخ‌ها درست کردن؛ داستان یا الگوی پیچیده‌ای خلق کردن؛ به یک کل منسجم تبدیل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

life weaves

زندگی می‌بافد

time weaves

زمان می‌بافد

story weaves

داستان می‌بافد

dream weaves

رویای می‌بافد

thread weaves

نخ می‌بافد

fate weaves

سرنوشت می‌بافد

tapestry weaves

گلیم می‌بافد

nature weaves

طبیعت می‌بافد

art weaves

هنر می‌بافد

history weaves

تاریخ می‌بافد

جملات نمونه

she weaves beautiful patterns into her artwork.

او طرح‌های زیبا را در آثار هنری خود می‌بافد.

the story weaves together different cultures and traditions.

داستان فرهنگ‌ها و سنت‌های مختلف را در هم می‌بافد.

he weaves tales of adventure and mystery.

او داستان‌های ماجراجویی و رمز و راز می‌بافد.

the fabric weaves easily and has a lovely texture.

پارچه به راحتی بافته می‌شود و بافت زیبایی دارد.

she weaves her experiences into her poetry.

او تجربیات خود را در شعرش می‌بافد.

the artist weaves different materials to create a unique sculpture.

هنرمند مواد مختلف را با هم می‌بافد تا یک مجسمه منحصر به فرد ایجاد کند.

he weaves a complex narrative that captivates the audience.

او یک روایت پیچیده می‌بافد که مخاطب را مجذوب می‌کند.

the community weaves its history into the fabric of the city.

جامعه تاریخ خود را در تار و پود شهر می‌بافد.

she weaves friendship and kindness into her daily interactions.

او دوستی و مهربانی را در تعاملات روزمره خود می‌بافد.

the designer weaves sustainability into her fashion line.

طراح پایداری را در خط تولید مد خود می‌بافد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید