knots

[ایالات متحده]/[nɒts]/
[بریتانیا]/[nɒts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حلقه در یک خط یا طناب؛ یک واحد سرعت برابر با یک مایل دریایی در ساعت؛ یک وضعیت پیچیده یا دشوار
v. به یک گره زدن؛ درهم گشتن یا سردرگم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

tied knots

گره‌های بسته

knots in hair

گره در مو

sore knots

گره‌های دردناک

tight knots

گره‌های سفت

undo knots

باز کردن گره‌ها

knots and loops

گره‌ها و حلقه‌ها

making knots

ساختن گره‌ها

full of knots

پر از گره

rope knots

گره‌های طناب

knots appeared

گره‌ها ظاهر شدند

جملات نمونه

he tied the boat to the dock with several strong knots.

او قایق را با چندین گره محکم به اسکله بست.

the sailor’s hands were rough and calloused from tying knots.

دست‌های دریانورد از بستن گره‌ها زبر و پینه بسته بودند.

she struggled to untangle the knots in her hair.

او برای باز کردن گره‌های موهایش تلاش کرد.

the climber checked the knots in the rope before descending.

صخره‌نورد قبل از پایین آمدن گره‌های طناب را بررسی کرد.

my stomach was in knots before the job interview.

قبل از مصاحبه شغلی، معده‌ام درهم و برهم بود.

he got his lines in a few knots while fishing.

در حین ماهیگیری، نخ‌هایش را در چند گره گرفت.

the scout learned how to tie useful knots for camping.

پیش‌آهنگ یاد گرفت که چگونه گره‌های مفید برای کمپینگ ببندد.

the rope was full of complicated knots.

طناب پر از گره‌های پیچیده بود.

she felt a knot of anxiety in her chest.

او یک گره اضطراب را در سینه‌اش احساس کرد.

he loosened the tight knots around the tree branches.

او گره‌های سفت و محکم را دور شاخه‌های درختان باز کرد.

the fisherman used a variety of knots to secure his tackle.

ماهیگیر از انواع گره‌ها برای محکم کردن وسایل ماهیگیری خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید