well-financed startup
شروع کار خوب مالی
well-financed project
پروژهای با مالیات خوب
being well-financed
بودن خوب مالی
well-financed campaign
حملهای با مالیات خوب
well-financed venture
سهام خوب مالی
was well-financed
خوب مالی بود
highly well-financed
خوب مالی به طور خاص
well-financed firm
شرکت خوب مالی
well-financed initiative
اولویتهای خوب مالی
seem well-financed
به نظر میرسد خوب مالی باشد
the well-financed startup quickly gained market share.
شرکت نوپا که به خوبی مالی شده بود به سرعت بازار را به دست آورد.
a well-financed research project led to a breakthrough discovery.
پروژه تحقیقاتی که به خوبی مالی شده بود منجر به کشفی مهیج شد.
the well-financed campaign effectively reached a wide audience.
حملهای که به خوبی مالی شده بود به طور مؤثر به یک جمعیت گسترده دست یافت.
they launched a well-financed initiative to support local businesses.
آنها یک اقدام به خوبی مالی شده را برای حمایت از کسب و کارهای محلی راه اندازی کردند.
the museum benefited from a well-financed endowment.
موزه از یک صندوق به خوبی مالی شده بهرهمند شد.
the well-financed team secured a lucrative contract.
تیمی که به خوبی مالی شده بود قراردادی سودآور را امنیتبخش کرد.
the company's well-financed expansion plans are ambitious.
طرحهای گسترش شرکت که به خوبی مالی شدهاند طمعانگیز هستند.
a well-financed lobbying group influenced the legislation.
گروهی که به خوبی مالی شده بود تأثیر گذار بر قانونگذاری شد.
the well-financed acquisition strengthened their position in the industry.
خریداری که به خوبی مالی شده بود موقعیت آنها را در صنعت تقویت کرد.
the university attracted top faculty with its well-financed programs.
دانشگاه با برنامههای به خوبی مالی شدهاش معلمان برتر را جذب کرد.
the well-financed infrastructure project created many jobs.
پروژه زیرساختهای به خوبی مالی شده بسیاری از مشاغل را ایجاد کرد.
well-financed startup
شروع کار خوب مالی
well-financed project
پروژهای با مالیات خوب
being well-financed
بودن خوب مالی
well-financed campaign
حملهای با مالیات خوب
well-financed venture
سهام خوب مالی
was well-financed
خوب مالی بود
highly well-financed
خوب مالی به طور خاص
well-financed firm
شرکت خوب مالی
well-financed initiative
اولویتهای خوب مالی
seem well-financed
به نظر میرسد خوب مالی باشد
the well-financed startup quickly gained market share.
شرکت نوپا که به خوبی مالی شده بود به سرعت بازار را به دست آورد.
a well-financed research project led to a breakthrough discovery.
پروژه تحقیقاتی که به خوبی مالی شده بود منجر به کشفی مهیج شد.
the well-financed campaign effectively reached a wide audience.
حملهای که به خوبی مالی شده بود به طور مؤثر به یک جمعیت گسترده دست یافت.
they launched a well-financed initiative to support local businesses.
آنها یک اقدام به خوبی مالی شده را برای حمایت از کسب و کارهای محلی راه اندازی کردند.
the museum benefited from a well-financed endowment.
موزه از یک صندوق به خوبی مالی شده بهرهمند شد.
the well-financed team secured a lucrative contract.
تیمی که به خوبی مالی شده بود قراردادی سودآور را امنیتبخش کرد.
the company's well-financed expansion plans are ambitious.
طرحهای گسترش شرکت که به خوبی مالی شدهاند طمعانگیز هستند.
a well-financed lobbying group influenced the legislation.
گروهی که به خوبی مالی شده بود تأثیر گذار بر قانونگذاری شد.
the well-financed acquisition strengthened their position in the industry.
خریداری که به خوبی مالی شده بود موقعیت آنها را در صنعت تقویت کرد.
the university attracted top faculty with its well-financed programs.
دانشگاه با برنامههای به خوبی مالی شدهاش معلمان برتر را جذب کرد.
the well-financed infrastructure project created many jobs.
پروژه زیرساختهای به خوبی مالی شده بسیاری از مشاغل را ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید