well-manned booth
کیوسک خوب تجهیز شده
well-manned station
ایستگاه خوب تجهیز شده
well-manned post
پست خوب تجهیز شده
being well-manned
بودن خوب تجهیز شده
well-manned desk
میز خوب تجهیز شده
well-manned line
خط خوب تجهیز شده
was well-manned
خوب تجهیز شده بود
seem well-manned
به نظر میرسد خوب تجهیز شده باشد
well-manned team
تیم خوب تجهیز شده
highly well-manned
خوب تجهیز شده به طور کامل
the information desk was well-manned, providing helpful directions to all visitors.
کیفیت خدمات میز اطلاعات خوب بود و به تمام بازدیدکنندگان راهنمایی مفید ارائه میداد.
the event was well-manned by volunteers ensuring a smooth and enjoyable experience.
این رویداد توسط داوطلبان به خوبی پشتیبانی میشد و تجربهای لื่ن و لذتبخش را تضمین میکرد.
the emergency response team was well-manned and ready to deploy at a moment's notice.
تیم پاسخگویی اضطراری به خوبی پشتیبانی شده بود و آماده بود در کمترین زمان ممکن اعزام شود.
the customer service hotline is well-manned to handle inquiries efficiently.
خط تلفنی خدمات مشتریان به خوبی پشتیبانی شده است تا پرسشها را به طور کارآمد پاسخ دهد.
the security checkpoint was well-manned, carefully screening passengers and their luggage.
نقاط کنترل امنیت به خوبی پشتیبانی شده بودند و به دقت مسافران و بارهای آنها را بررسی میکردند.
the polling station was well-manned, ensuring a fair and orderly election process.
محل رایگیری به خوبی پشتیبانی شده بود و فرآیند انتخاباتی عادلانه و منظمی را تضمین میکرد.
the hospital's emergency room was well-manned despite the late hour.
بخش اورژانس بیمارستان به خوبی پشتیبانی شده بود، در حالی که ساعتهای متأخر بود.
the help desk is well-manned to assist users with technical issues.
میز کمک به خوبی پشتیبانی شده است تا کاربران را در مسائل فنی کمک کند.
the museum's information booth was well-manned, answering questions about exhibits.
میز اطلاعات موزه به خوبی پشتیبانی شده بود و سوالاتی درباره نمایشگاهها را پاسخ میداد.
the conference registration area was well-manned to process attendees quickly.
منطقه ثبت نام کنفرانس به خوبی پشتیبانی شده بود تا شرکتکنندگان را به سرعت پردازش کند.
the park's visitor center is well-manned with knowledgeable staff.
مرکز بازدیدکنندگان پارک با کارکنانی با دانشآموختگی مناسب پشتیبانی شده است.
well-manned booth
کیوسک خوب تجهیز شده
well-manned station
ایستگاه خوب تجهیز شده
well-manned post
پست خوب تجهیز شده
being well-manned
بودن خوب تجهیز شده
well-manned desk
میز خوب تجهیز شده
well-manned line
خط خوب تجهیز شده
was well-manned
خوب تجهیز شده بود
seem well-manned
به نظر میرسد خوب تجهیز شده باشد
well-manned team
تیم خوب تجهیز شده
highly well-manned
خوب تجهیز شده به طور کامل
the information desk was well-manned, providing helpful directions to all visitors.
کیفیت خدمات میز اطلاعات خوب بود و به تمام بازدیدکنندگان راهنمایی مفید ارائه میداد.
the event was well-manned by volunteers ensuring a smooth and enjoyable experience.
این رویداد توسط داوطلبان به خوبی پشتیبانی میشد و تجربهای لื่ن و لذتبخش را تضمین میکرد.
the emergency response team was well-manned and ready to deploy at a moment's notice.
تیم پاسخگویی اضطراری به خوبی پشتیبانی شده بود و آماده بود در کمترین زمان ممکن اعزام شود.
the customer service hotline is well-manned to handle inquiries efficiently.
خط تلفنی خدمات مشتریان به خوبی پشتیبانی شده است تا پرسشها را به طور کارآمد پاسخ دهد.
the security checkpoint was well-manned, carefully screening passengers and their luggage.
نقاط کنترل امنیت به خوبی پشتیبانی شده بودند و به دقت مسافران و بارهای آنها را بررسی میکردند.
the polling station was well-manned, ensuring a fair and orderly election process.
محل رایگیری به خوبی پشتیبانی شده بود و فرآیند انتخاباتی عادلانه و منظمی را تضمین میکرد.
the hospital's emergency room was well-manned despite the late hour.
بخش اورژانس بیمارستان به خوبی پشتیبانی شده بود، در حالی که ساعتهای متأخر بود.
the help desk is well-manned to assist users with technical issues.
میز کمک به خوبی پشتیبانی شده است تا کاربران را در مسائل فنی کمک کند.
the museum's information booth was well-manned, answering questions about exhibits.
میز اطلاعات موزه به خوبی پشتیبانی شده بود و سوالاتی درباره نمایشگاهها را پاسخ میداد.
the conference registration area was well-manned to process attendees quickly.
منطقه ثبت نام کنفرانس به خوبی پشتیبانی شده بود تا شرکتکنندگان را به سرعت پردازش کند.
the park's visitor center is well-manned with knowledgeable staff.
مرکز بازدیدکنندگان پارک با کارکنانی با دانشآموختگی مناسب پشتیبانی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید