well-used tool
ابزار مفید
well-used path
مسیر مفید
well-used argument
مورد استفاده قرار گرفته
being well-used
در حال استفاده قرار گرفتن
well-used phrase
عبارت مفید
well-used method
روش مفید
was well-used
استفاده شده بود
well-used skills
مهارتهای مفید
well-used resource
منابع مفید
well-used strategy
استراتژی مفید
the well-used hiking trail led to a stunning mountain view.
جادوی پیاده روی که زیاد استفاده میشد به یک نمای زیبای کوهای منجر میشد.
she carried a well-used backpack filled with essentials for the trip.
او یک کیف پشتی که زیاد استفاده میشد را حمل میکرد که با چیزهای ضروری برای سفر پر شده بود.
the well-used phrase "time is money" is common in business settings.
عبارت "زمان پول است" که زیاد استفاده میشد در محیطهای کسب و کار معمول است.
he consulted a well-used textbook for information on the topic.
او از یک کتاب درسی که زیاد استفاده میشد برای اطلاعاتی در مورد موضوع استفاده کرد.
the well-used kitchen tools were essential for preparing the meal.
ابزارهای آشپزخانهای که زیاد استفاده میشد برای آماده کردن غذا ضروری بودند.
the well-used software helped streamline their workflow significantly.
نرمافزاری که زیاد استفاده میشد به طور قابل توجهی فرآیند کاری آنها را ساده کرد.
the well-used library offered a quiet space for studying and research.
کتابخانهای که زیاد استفاده میشد یک فضای آرام برای مطالعه و تحقیق ارائه میداد.
the well-used idiom perfectly captured the situation's irony.
عبارت معمول که زیاد استفاده میشد به طور کامل تضاد موقعیت را به خوبی نشان داد.
they relied on a well-used map to navigate the unfamiliar city.
آنها به یک نقشهای که زیاد استفاده میشد برای گشتزنی در شهر ناشناخته بستگی داشتند.
the well-used data set provided valuable insights for the analysis.
مجموعه دادههایی که زیاد استفاده میشد به تحلیلها نگاههای ارزشمندی ارائه کرد.
the well-used strategy proved effective in achieving their goals.
استراتژیای که زیاد استفاده میشد در دستیابی به اهداف آنها مؤثر ثابت شد.
well-used tool
ابزار مفید
well-used path
مسیر مفید
well-used argument
مورد استفاده قرار گرفته
being well-used
در حال استفاده قرار گرفتن
well-used phrase
عبارت مفید
well-used method
روش مفید
was well-used
استفاده شده بود
well-used skills
مهارتهای مفید
well-used resource
منابع مفید
well-used strategy
استراتژی مفید
the well-used hiking trail led to a stunning mountain view.
جادوی پیاده روی که زیاد استفاده میشد به یک نمای زیبای کوهای منجر میشد.
she carried a well-used backpack filled with essentials for the trip.
او یک کیف پشتی که زیاد استفاده میشد را حمل میکرد که با چیزهای ضروری برای سفر پر شده بود.
the well-used phrase "time is money" is common in business settings.
عبارت "زمان پول است" که زیاد استفاده میشد در محیطهای کسب و کار معمول است.
he consulted a well-used textbook for information on the topic.
او از یک کتاب درسی که زیاد استفاده میشد برای اطلاعاتی در مورد موضوع استفاده کرد.
the well-used kitchen tools were essential for preparing the meal.
ابزارهای آشپزخانهای که زیاد استفاده میشد برای آماده کردن غذا ضروری بودند.
the well-used software helped streamline their workflow significantly.
نرمافزاری که زیاد استفاده میشد به طور قابل توجهی فرآیند کاری آنها را ساده کرد.
the well-used library offered a quiet space for studying and research.
کتابخانهای که زیاد استفاده میشد یک فضای آرام برای مطالعه و تحقیق ارائه میداد.
the well-used idiom perfectly captured the situation's irony.
عبارت معمول که زیاد استفاده میشد به طور کامل تضاد موقعیت را به خوبی نشان داد.
they relied on a well-used map to navigate the unfamiliar city.
آنها به یک نقشهای که زیاد استفاده میشد برای گشتزنی در شهر ناشناخته بستگی داشتند.
the well-used data set provided valuable insights for the analysis.
مجموعه دادههایی که زیاد استفاده میشد به تحلیلها نگاههای ارزشمندی ارائه کرد.
the well-used strategy proved effective in achieving their goals.
استراتژیای که زیاد استفاده میشد در دستیابی به اهداف آنها مؤثر ثابت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید