welterweight

[ایالات متحده]/'weltəweɪt/
[بریتانیا]/'wɛltɚ'wet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بوکسور یا کشتی‌گیر که در دسته وزن ولتر در بوکس یا کشتی رقابت می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

He is a welterweight boxer.

او یک بوکسور وزن‌دار است.

The welterweight division is very competitive.

دسته وزن‌دار بسیار رقابتی است.

She won the welterweight championship.

او قهرمانی وزن‌دار را به دست آورد.

He trains hard to stay in welterweight shape.

او سخت تمرین می‌کند تا در فرم وزن‌دار بماند.

The welterweight title fight is scheduled for next month.

مسابقه قهرمانی وزن‌دار برای ماه آینده برنامه‌ریزی شده است.

He is known for his welterweight fighting style.

او به خاطر سبک مبارزه وزن‌دارش شناخته شده است.

The welterweight division is known for producing exciting fights.

دسته وزن‌دار به خاطر تولید مبارزات هیجان‌انگیز شناخته شده است.

She is a rising star in the welterweight category.

او یک ستاره در حال ظهور در دسته وزن‌دار است.

He hopes to become a welterweight champion one day.

او امیدوار است یک روز به قهرمان وزن‌دار تبدیل شود.

The welterweight class requires a combination of skill and strength.

کلاس وزن‌دار به ترکیبی از مهارت و قدرت نیاز دارد.

نمونه‌های واقعی

Competing in the elite women's 63-66kg welterweight category, Yang beat Janjaem Suwannapheng of Thailand by a 5-0 verdict to claim the gold.

در مسابقات وزنه‌برداری المپیک زنان در دسته 63-66 کیلوگرم، یانگ با نتیجه 5-0، جانجیم سووانناپنگ از تایلند را شکست داد و مدال طلا را کسب کرد.

منبع: Intermediate English short passage

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید