wetted towel
کفپوشت مرطوب
wetted lips
ریشهای مرطوب
wetted ground
زمین مرطوب
wetted paper
کاغذ مرطوب
wetted hand
دست مرطوب
wetted sponge
سponge مرطوب
wetted cloth
پارچه مرطوب
wetted throat
گلو مرطوب
wetted surface
سطح مرطوب
wetted skin
پوست مرطوب
the freshly cut grass was wetted by the morning dew.
چمن تازه کشیده شده توسط روزنه صبح مرطوب شده بود.
he had wetted his whistle before playing the song.
او قبل از اجرا کردن آهنگ، سیفته خود را مرطوب کرده بود.
the sand was wetted by the receding tide.
ریزه ریزه دریا توسط پس زدگی موج مرطوب شده بود.
her eyes were wetted with tears of joy.
چشمان او با اشکهای خوشحالی مرطوب شده بود.
the sponge was thoroughly wetted for the task.
پوسته برای انجام کار به طور کامل مرطوب شده بود.
the pavement was wetted after the rain shower.
پیاده رو پس از باران مرطوب شده بود.
he wetted a cloth to clean the table.
او یک پارچه را مرطوب کرد تا میز را تمیز کند.
the clay was wetted to make it workable.
خاک رس به منظور قابل کار کردن آن مرطوب شده بود.
the ground was wetted to prevent dust.
زمین به منظور جلوگیری از گرد و غبار مرطوب شده بود.
she wetted her lips before speaking.
او قبل از صحبت کردن، لبهای خود را مرطوب کرد.
the artist wetted the brush with water.
هنرمند فرشت را با آب مرطوب کرد.
the towel was wetted and draped over the radiator.
رقیق تخته را مرطوب کرد و روی گرم کننده پهن کرد.
wetted towel
کفپوشت مرطوب
wetted lips
ریشهای مرطوب
wetted ground
زمین مرطوب
wetted paper
کاغذ مرطوب
wetted hand
دست مرطوب
wetted sponge
سponge مرطوب
wetted cloth
پارچه مرطوب
wetted throat
گلو مرطوب
wetted surface
سطح مرطوب
wetted skin
پوست مرطوب
the freshly cut grass was wetted by the morning dew.
چمن تازه کشیده شده توسط روزنه صبح مرطوب شده بود.
he had wetted his whistle before playing the song.
او قبل از اجرا کردن آهنگ، سیفته خود را مرطوب کرده بود.
the sand was wetted by the receding tide.
ریزه ریزه دریا توسط پس زدگی موج مرطوب شده بود.
her eyes were wetted with tears of joy.
چشمان او با اشکهای خوشحالی مرطوب شده بود.
the sponge was thoroughly wetted for the task.
پوسته برای انجام کار به طور کامل مرطوب شده بود.
the pavement was wetted after the rain shower.
پیاده رو پس از باران مرطوب شده بود.
he wetted a cloth to clean the table.
او یک پارچه را مرطوب کرد تا میز را تمیز کند.
the clay was wetted to make it workable.
خاک رس به منظور قابل کار کردن آن مرطوب شده بود.
the ground was wetted to prevent dust.
زمین به منظور جلوگیری از گرد و غبار مرطوب شده بود.
she wetted her lips before speaking.
او قبل از صحبت کردن، لبهای خود را مرطوب کرد.
the artist wetted the brush with water.
هنرمند فرشت را با آب مرطوب کرد.
the towel was wetted and draped over the radiator.
رقیق تخته را مرطوب کرد و روی گرم کننده پهن کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید