whir

[ایالات متحده]/wɜː/
[بریتانیا]/hwə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدای وزوز کردن ایجاد کردن، با صدای وزوز پرواز کردن
n. صدای وزوز
vt. باعث وزوز کردن، چیزی را با صدای وزوز پرواز دادن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریwhirring
قسمت سوم فعلwhirred
زمان گذشتهwhirred
شکل سوم شخص مفردwhirs
جمعwhirs

عبارات و ترکیب‌ها

whirring sound

صدای وزوز

whirring motor

موتور وزوز

جملات نمونه

The machine began to whir as it powered up.

دستگاه شروع به وزوز کرد زیرا روشن شد.

The helicopter blades whirred loudly above us.

تیغه‌های هلیکوپتر به شدت بالای سر ما وزوز می‌کردند.

I could hear the whir of the fan in the background.

من می‌توانستم صدای وزوز فن را در پس‌زمینه بشنوم.

The drone's propellers whirred as it flew overhead.

پره‌های پهپاد در حین پرواز بالای سر ما وزوز می‌کردند.

The whir of the sewing machine filled the room.

صدای وزوز چرخ خیاطی اتاق را پر کرد.

The computer's cooling fan began to whir after a long period of use.

پس از مدت طولانی استفاده، فن خنک کننده کامپیوتر شروع به وزوز کرد.

As the wind picked up, the leaves began to whir around in the air.

همانطور که باد شدت گرفت، برگ‌ها شروع به چرخیدن در هوا کردند.

The electric mixer whirred as it mixed the ingredients for the cake.

همزن برقی در حین مخلوط کردن مواد کیک شروع به وزوز کرد.

The blender whirred loudly as it pureed the fruits.

بلندر به شدت در حین پوره کردن میوه‌ها وزوز می‌کرد.

The air conditioner's compressor whirred to life on a hot summer day.

در یک روز گرم تابستانی، کمپرسور کولر گازی شروع به کار کرد.

نمونه‌های واقعی

No Fawkes the phoenix - no whirring silver contraptions.

بدون فااکس फिनکس - بدون دستگاه های نقره ای چرخان.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Large fans whirred to try to cool the room.

هواک خنک بزرگ برای خنک کردن اتاق شروع به چرخش کردند.

منبع: Newsweek

The whir of the automatic window unrolling made me turn.

چرخش پنجره خودکار در حال باز شدن باعث شد من برگردم.

منبع: Twilight: Eclipse

The blades whir to a halt, and some people step out.

تیغه ها متوقف می شوند و برخی افراد بیرون می روند.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American September 2023 Compilation

The delicate silver instruments stood again upon the spindle-legged tables, puffing and whirring serenely.

دستگاه های نقره ای ظریف دوباره روی میزهای پا دار قرار گرفتند، با آرامش دم می دادند و می چرخیدند.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

She makes tiny whirring sounds with her lips to irritate her husband.

او با لب هایش صداهای کوچک چرخان ایجاد می کند تا شوهرش را آزار دهد.

منبع: A man named Ove decides to die.

And then for several hours the recorder whirred silently on, recording nothing.

و سپس برای چند ساعت ضبط به طور خاموش چرخش کرد و چیزی ضبط نکرد.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 2)

Peter heard something new, a kind of whirring sound ... like an engine.

پیتر چیزی جدید شنید، نوعی صدای چرخان ... مثل موتور.

منبع: Spider-Man: No Way Home

The greeting and reply were scarcely over when another quail whirred under the bush, and another, and still another.

در حالی که خوشامدگویی و پاسخ به سختی تمام نشده بود، یک قرقیل دیگر زیر بوته چرخش کرد، و یک قرقیل دیگر، و هنوز یک قرقیل دیگر.

منبع: American Elementary School English 6

Instead of the buzz of conversation, there's the whirring noise of the robot.

به جای همهمه گفتگو، صدای چرخان ربات وجود دارد.

منبع: CNN Listening Collection August 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید