| جمع | whiteners |
teeth whitener
سفید کننده دندان
skin whitener
سفید کننده پوست
whitener cream
کرم سفید کننده
whitener powder
پودر سفید کننده
laundry whitener
سفید کننده لباس
whitener solution
محلول سفید کننده
whitener agent
عامل سفید کننده
whitener strips
نوار سفید کننده
whitener gel
ژل سفید کننده
whitener treatment
درمان سفید کننده
she used a whitener to brighten her laundry.
او از یک سفید کننده برای روشن کردن لباسهایش استفاده کرد.
the whitener helped remove stains from the white shirt.
سفید کننده به حذف لکههای از روی پیراهن سفید کمک کرد.
he added a whitener to his paint for a brighter finish.
او برای داشتن رنگ روشنتر، سفید کننده به رنگ خود اضافه کرد.
many people prefer using a natural whitener for their teeth.
بسیاری از مردم استفاده از یک سفید کننده طبیعی برای دندانهایشان را ترجیح میدهند.
the laundry detergent includes a whitener for extra brightness.
در شوینده لباسها یک سفید کننده برای روشنایی بیشتر وجود دارد.
she bought a new whitener to keep her papers looking fresh.
او یک سفید کننده جدید خرید تا کاغذهایش را تازه نگه دارد.
using a whitener can enhance the appearance of old photographs.
استفاده از سفید کننده میتواند ظاهر عکسهای قدیمی را بهبود بخشد.
they recommend a whitener for those who want whiter clothes.
آنها یک سفید کننده را برای کسانی که میخواهند لباسهای سفیدتری داشته باشند توصیه میکنند.
the whitener is effective but should be used with caution.
سفید کننده موثر است اما باید با احتیاط استفاده شود.
after using the whitener, the paper looked much cleaner.
بعد از استفاده از سفید کننده، کاغذ بسیار تمیزتر به نظر میرسید.
teeth whitener
سفید کننده دندان
skin whitener
سفید کننده پوست
whitener cream
کرم سفید کننده
whitener powder
پودر سفید کننده
laundry whitener
سفید کننده لباس
whitener solution
محلول سفید کننده
whitener agent
عامل سفید کننده
whitener strips
نوار سفید کننده
whitener gel
ژل سفید کننده
whitener treatment
درمان سفید کننده
she used a whitener to brighten her laundry.
او از یک سفید کننده برای روشن کردن لباسهایش استفاده کرد.
the whitener helped remove stains from the white shirt.
سفید کننده به حذف لکههای از روی پیراهن سفید کمک کرد.
he added a whitener to his paint for a brighter finish.
او برای داشتن رنگ روشنتر، سفید کننده به رنگ خود اضافه کرد.
many people prefer using a natural whitener for their teeth.
بسیاری از مردم استفاده از یک سفید کننده طبیعی برای دندانهایشان را ترجیح میدهند.
the laundry detergent includes a whitener for extra brightness.
در شوینده لباسها یک سفید کننده برای روشنایی بیشتر وجود دارد.
she bought a new whitener to keep her papers looking fresh.
او یک سفید کننده جدید خرید تا کاغذهایش را تازه نگه دارد.
using a whitener can enhance the appearance of old photographs.
استفاده از سفید کننده میتواند ظاهر عکسهای قدیمی را بهبود بخشد.
they recommend a whitener for those who want whiter clothes.
آنها یک سفید کننده را برای کسانی که میخواهند لباسهای سفیدتری داشته باشند توصیه میکنند.
the whitener is effective but should be used with caution.
سفید کننده موثر است اما باید با احتیاط استفاده شود.
after using the whitener, the paper looked much cleaner.
بعد از استفاده از سفید کننده، کاغذ بسیار تمیزتر به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید