stain

[ایالات متحده]/steɪn/
[بریتانیا]/steɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. لکه‌دار کردن یا تغییر رنگ دادن با یک نشان یا عیب؛ آسیب زدن به شهرت کسی
n. نشانی یا عیبی که به وسیله لکه‌دار کردن ایجاد شده است؛ یک ماده رنگی
Word Forms
قسمت سوم فعلstained
جمعstains
صفت یا فعل حال استمراریstaining
زمان گذشتهstained
شکل سوم شخص مفردstains

عبارات و ترکیب‌ها

remove a stain

حذف لکه

ink stain

لک جوهر

stain remover

جوشکن

stain resistance

مقاومت در برابر لکه

oil stain

لکه‌ی روغن

gram stain

رنگ آمیزی گرم

blue stain

لکه‌ی آبی

wood stain

لکه‌ی چوب

blood stain

لکه‌ی خون

black stain

لکه‌ی سیاه

جملات نمونه

stain sth. with ink

لکه‌دار کردن چیزی با جوهر

try and get the stain out.

سعی کنید لکه را پاک کنید.

staining that resists detergent action.

لکه‌ای که در برابر عملکرد مواد شوینده مقاومت می‌کند.

some stains may be there for the duration.

برخی از لکه‌ها ممکن است برای مدت زمان مشخصی باقی بمانند.

there were mud stains on my shoes.

لکه‌های گل روی کفش‌های من بود.

The stain will have to be sanded out.

لکه‌ را باید سنباده زد.

stain sb.'s name with slander

نام کسی را با افترا لکه‌دار کنید.

a stain on his honor;

لکه ای بر افتخار او؛

She scrubbed the stain on the floor.

او لکه روی زمین را تمیز کرد.

He stained the wood brown.

او چوب را قهوه‌ای رنگ کرد.

White clothes stain quickly.

لباس‌های سفید به سرعت لکه‌دار می‌شوند.

These stains won't easily wipe out.

این لکه‌ها به راحتی پاک نمی‌شوند.

He stained the wood reddish-brown.

او چوب را به رنگ قهوه‌ای قرمز درآورد.

clean the stains with a couple squirts of dishwashing liquid.

لکه ها را با چند بار پاشیدن مایع ظرفشویی تمیز کنید.

her gaze fell on the mud-stained coverlet.

نگاهش به روی‌پوش گل‌دار افتاد.

dark fruit that would leave purple stains on the table napkins.

میوه تیره که لکه‌های بنفش روی دستمال سفره رها می‌کرد.

the smears were stained for cryptosporidium.

نمونه‌ها برای شناسایی کرپتو اسپوریتیدوم لکه‌دار شدند.

نمونه‌های واقعی

But look! That's gonna leave a stain.

ولی نگاه کن! این باعث ایجاد لکه خواهد شد.

منبع: Friends Season 6

Please soak shirts in bleach to remove the stains.

لطفا لباس‌ها را در سفیدکننده خیس کنید تا لکه‌ها را از بین ببرید.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

He has ink stains on his shirt.

او لکه‌های جوهر روی پیراهنش دارد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

You must know how to identify various stains.

شما باید بدانید چگونه لکه‌های مختلف را شناسایی کنید.

منبع: Victoria Kitchen

There was a stain on his shirt.

روی پیراهنش لکه‌ای وجود داشت.

منبع: English little tyrant

I asked the cleaner to remove the stain.

از متصدی خشکشویی خواستم لکه را پاک کند.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

Can you get this stain out of my tie?

می‌توانی این لکه را از کربدم من پاک کنی؟

منبع: American Tourist English Conversations

16. I asked the cleaner to remove the stain.

16. از متصدی خشکشویی خواستم لکه را پاک کند.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

Yeah, and this one won't stain my teeth purple.

بله، و این یکی هم دندان‌هایم را بنفش نمی‌کند.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

She...she was hinting you had uncovered some horrid stain.

او... او اشاره می‌کرد که شما برخی از لکه‌های وحشتناک را کشف کرده‌اید.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید