whole-day event
رویداد تمام روز
whole-day trip
سفر تمام روز
whole-day workshop
کارگاه تمام روز
whole-day conference
کنفرانس تمام روز
whole-day affair
affair تمام روز
whole-day schedule
برنامه تمام روز
whole-day closure
بسته شدن تمام روز
whole-day training
آموزش تمام روز
whole-day pass
پاس تمام روز
whole-day access
دسترسی تمام روز
we had a whole-day workshop on project management.
ما یک کارگاه کامل روزه در مورد مدیریت پروژه داشتیم.
the whole-day conference included keynote speakers and breakout sessions.
کنفرانس کامل روزه شامل سخنرانان اصلی و جلسات گروهی بود.
it was a whole-day affair with food, music, and games.
این یک رویداد کامل روزه با غذا، موسیقی و بازیها بود.
the team spent a whole-day brainstorming new marketing strategies.
تیم یک روز کامل را صرف ایدهیابی استراتژیهای بازاریابی جدید کرد.
the museum offered a whole-day guided tour of the exhibits.
موزه یک گردش کامل روزه راهنمایی شده از نمایشگاهها ارائه داد.
we enjoyed a relaxing whole-day at the beach.
ما یک روز کامل آرامشبخش در پляج را به دل خوش داشتیم.
the charity organized a whole-day fundraising event.
این خیریه یک رویداد جمعآوری کمکهای مالی کامل روزه را سازماندهی کرد.
the children had a whole-day adventure at the theme park.
کودکان یک روز کامل ماجراجویی در پارک تماشایی داشتند.
the volunteers dedicated a whole-day to cleaning the park.
کارگزاران یک روز کامل را صرف پاک کردن پارک کردند.
it was a tiring but rewarding whole-day volunteering experience.
این یک تجربهی کامل روزه داوطلبی بود که خستا کننده اما موفق بود.
the students participated in a whole-day science fair.
دانشآموزان در یک نمایشگاه علمی کامل روزه شرکت کردند.
whole-day event
رویداد تمام روز
whole-day trip
سفر تمام روز
whole-day workshop
کارگاه تمام روز
whole-day conference
کنفرانس تمام روز
whole-day affair
affair تمام روز
whole-day schedule
برنامه تمام روز
whole-day closure
بسته شدن تمام روز
whole-day training
آموزش تمام روز
whole-day pass
پاس تمام روز
whole-day access
دسترسی تمام روز
we had a whole-day workshop on project management.
ما یک کارگاه کامل روزه در مورد مدیریت پروژه داشتیم.
the whole-day conference included keynote speakers and breakout sessions.
کنفرانس کامل روزه شامل سخنرانان اصلی و جلسات گروهی بود.
it was a whole-day affair with food, music, and games.
این یک رویداد کامل روزه با غذا، موسیقی و بازیها بود.
the team spent a whole-day brainstorming new marketing strategies.
تیم یک روز کامل را صرف ایدهیابی استراتژیهای بازاریابی جدید کرد.
the museum offered a whole-day guided tour of the exhibits.
موزه یک گردش کامل روزه راهنمایی شده از نمایشگاهها ارائه داد.
we enjoyed a relaxing whole-day at the beach.
ما یک روز کامل آرامشبخش در پляج را به دل خوش داشتیم.
the charity organized a whole-day fundraising event.
این خیریه یک رویداد جمعآوری کمکهای مالی کامل روزه را سازماندهی کرد.
the children had a whole-day adventure at the theme park.
کودکان یک روز کامل ماجراجویی در پارک تماشایی داشتند.
the volunteers dedicated a whole-day to cleaning the park.
کارگزاران یک روز کامل را صرف پاک کردن پارک کردند.
it was a tiring but rewarding whole-day volunteering experience.
این یک تجربهی کامل روزه داوطلبی بود که خستا کننده اما موفق بود.
the students participated in a whole-day science fair.
دانشآموزان در یک نمایشگاه علمی کامل روزه شرکت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید