wholenesses

[ایالات متحده]/ˈhəʊl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈhoʊl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت کامل یا تمام بودن

عبارات و ترکیب‌ها

inner wholenesses

کامل‌گرایی درونی

collective wholenesses

کامل‌گرایی جمعی

spiritual wholenesses

کامل‌گرایی معنوی

personal wholenesses

کامل‌گرایی شخصی

emotional wholenesses

کامل‌گرایی عاطفی

social wholenesses

کامل‌گرایی اجتماعی

cultural wholenesses

کامل‌گرایی فرهنگی

holistic wholenesses

کامل‌گرایی جامع

integral wholenesses

کامل‌گرایی یکپارچه

dynamic wholenesses

کامل‌گرایی پویایی

جملات نمونه

wholenesses are often found in nature.

کامل بودن‌ها اغلب در طبیعت یافت می‌شوند.

we should strive for emotional wholenesses.

ما باید برای یکپارچگی عاطفی تلاش کنیم.

wholenesses in relationships lead to deeper connections.

کامل بودن در روابط منجر به ارتباطات عمیق‌تر می‌شود.

understanding wholenesses can improve mental health.

درک کامل بودن می‌تواند سلامت روان را بهبود بخشد.

wholenesses contribute to a balanced life.

کامل بودن‌ها به داشتن یک زندگی متعادل کمک می‌کنند.

art often reflects the wholenesses of human experience.

هنر اغلب بازتابی از کامل بودن‌های تجربه انسانی است.

finding wholenesses can be a journey of self-discovery.

یافتن کامل بودن می‌تواند سفری برای کشف خود باشد.

wholenesses in communities foster a sense of belonging.

کامل بودن در جوامع باعث ایجاد حس تعلق می‌شود.

wholenesses can be achieved through mindfulness practices.

می‌توان با استفاده از تمرینات ذهن‌آگاهی به کامل بودن رسید.

exploring wholenesses helps us understand our place in the world.

کاوش در مورد کامل بودن به ما کمک می‌کند تا جایگاه خود را در جهان درک کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید