unwholesome

[ایالات متحده]/ʌn'həʊls(ə)m/
[بریتانیا]/ˌʌn'holsəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آلوده، مضر برای سلامتی جسمی و روانی، به نظر ناپسند می‌آید.

جملات نمونه

the use of the living room as sleeping quarters led to unwholesome crowding.

استفاده از اتاق نشیمن به عنوان محل خواب منجر به ازدحام نامناسب شد.

نمونه‌های واقعی

Wind in and out of unwholesome lungs, time before and time after.

باد ورودی و خروجی از ریه‌های ناسالم، زمان قبل و زمان بعد.

منبع: Four Quartets

The island of Jamaica was an unwholesome desert, little inhabited, and less cultivated.

جزیره جامائیکا یک صحرای ناسالم بود، کم جمعیت و کمتر کشت شده.

منبع: The Wealth of Nations (Part Four)

It was unwholesome, so the man felt unwell after he had eaten it.

این ناسالم بود، بنابراین مرد بعد از خوردنش احساس ناخوشی کرد.

منبع: Pan Pan

Not even in the shadiest nooks will you find any rank, untidy weeds or unwholesome darkness.

حتی در تاریک‌ترین و سایه‌دارترین مکان‌ها هم علف‌های بلند و نامرتب یا تاریکی ناسالم پیدا نخواهید کرد.

منبع: Yosemite

In trades which are known to be very unwholesome, the wages of labour are always remarkably high.

در تجارت‌هایی که به عنوان بسیار ناسالم شناخته می‌شوند، دستمزد نیروی کار همیشه به طور قابل توجهی بالا است.

منبع: The Wealth of Nations (Part One)

They have enabled Batavia to surmount the additional disadvantage of perhaps the most unwholesome climate in the world.

آنها به باتویا این امکان را داده‌اند که بر معایب اضافی شاید نامناسب‌ترین آب و هوای جهان غلبه کند.

منبع: The Wealth of Nations (Part Four)

Narcissist state how disloyal your accusations of them are when confronted, or they argue with you to manipulate you into something unwholesome.

خودشیفته‌ها بیان می‌کنند که وقتی با آنها روبرو می‌شوید، چه قدر اتهامات شما در مورد آنها غیرقابل اعتماد است، یا با شما بحث می‌کنند تا شما را به چیزی ناسالم سوق دهند.

منبع: Psychology Mini Class

There is no such unwholesome atmosphere as that of an old home, rendered poisonous by one's defunct forefathers and relatives.

فضای ناسالم‌تری از فضای یک خانه قدیمی که توسط اجداد و بستگان متوفی سمی شده است، وجود ندارد.

منبع: Seven-angled Tower (Part 2)

" To me it seems, as if there were a sickly, unwholesome smell about it, a smell of something burning" .

به نظر من، به نظر می‌رسد بویی بیمارگونه و ناسالم وجود دارد، بویی از چیزی که در حال سوختن است.

منبع: Three mysterious people

" That extremely unwholesome menu you were outlining just now? Of course you can — or as much as is good for you, anyway" .

آیا آن منوی بسیار ناسالم که همین الان در حال توضیح آن بودید؟ البته که می‌توانید - یا به اندازه آنچه برای شما خوب است، به هر حال.

منبع: Hidden danger

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید