wholesomeness

[ایالات متحده]/'həulsəmnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلامتی.
Word Forms

جملات نمونه

The wholesomeness of the meal made everyone feel satisfied.

ظرفیت و سالم بودن غذا باعث شد همه احساس رضایت کنند.

She exudes wholesomeness in everything she does.

او در همه کارها، سرشار از سالم بودن و خوبی است.

The wholesomeness of the relationship between the two characters was heartwarming.

سالم بودن رابطه بین دو شخصیت، دلگرم کننده بود.

The wholesomeness of nature brings a sense of peace and tranquility.

سالم بودن طبیعت، حسی از آرامش و آسایش را به ارمغان می آورد.

The wholesomeness of the community was evident in their support for each other.

سالم بودن جامعه در حمایت آنها از یکدیگر آشکار بود.

The wholesomeness of the movie's message resonated with audiences of all ages.

سالم بودن پیام فیلم با مخاطبان در تمام سنین همخوانی داشت.

Her smile radiated wholesomeness and kindness.

لبخند او سرشار از سالم بودن و مهربانی بود.

The wholesomeness of the ingredients used in the dish made it a nutritious meal.

سالم بودن مواد تشکیل دهنده غذا باعث شد یک وعده غذایی مغذی باشد.

The wholesomeness of the environment in the park made it a popular spot for families.

سالم بودن محیط در پارک آن را به یک مکان محبوب برای خانواده ها تبدیل کرد.

The wholesomeness of their friendship was evident in the way they supported each other through tough times.

سالم بودن دوستی آنها در نحوه حمایت آنها از یکدیگر در دوران سخت آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید