winnable

[ایالات متحده]/'wɪnəbl/
[بریتانیا]/ˈwɪnəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل دسترسی، قابل دستیابی، قابل تحقق.

جملات نمونه

The game is winnable with some strategic planning.

بازی با کمی برنامه‌ریزی استراتژیک قابل برنده شدن است.

She believes the competition is winnable if she puts in enough effort.

او معتقد است که اگر تلاش کافی کند، مسابقه قابل برنده شدن است.

The team considers the upcoming match to be winnable.

تیم مسابقه آینده را قابل برنده شدن می‌داند.

He sees the challenge as a winnable opportunity.

او این چالش را به عنوان فرصتی قابل برنده شدن می‌بیند.

The candidate has a winnable platform for the election.

نامزد یک پلتفرم قابل برنده شدن برای انتخابات دارد.

The project is winnable if we meet the deadline.

اگر مهلت مقرر را رعایت کنیم، پروژه قابل برنده شدن است.

The negotiation seems winnable given the favorable circumstances.

با توجه به شرایط مساعد، مذاکرات به نظر قابل برنده شدن می‌رسد.

With the right resources, the task is definitely winnable.

با منابع مناسب، انجام این کار به طور قطع قابل برنده شدن است.

The championship match is winnable if they play to their strengths.

اگر طبق نقاط قوت خود بازی کنند، مسابقه قهرمانی قابل برنده شدن است.

Despite the challenges, the project remains winnable with teamwork.

با وجود چالش‌ها، پروژه با همکاری تیمی همچنان قابل برنده شدن است.

نمونه‌های واقعی

Republicans lost several winnable races after nominating extreme and eccentric candidates favoured by Donald Trump.

جمهوری‌خواهان چندین مسابقه بردنی را پس از معرفی نامزدهای افراطی و عجیب و غریب مورد حمایت دونالد ترامپ از دست دادند.

منبع: The Economist (Summary)

Their schedule coming up is very winnable.

برنامه زمانی آینده آنها بسیار بردنی است.

منبع: Fantasy Football Player

The last two weeks are winnable matchups for him.

دو هفته گذشته مسابقات بردنی برای او هستند.

منبع: Fantasy Football Player

You two have a winnable case here.

شما دو نفر در اینجا یک پرونده بردنی دارید.

منبع: The Good Fight Season 2

So you've got two winnable matchups here then they're by week good.

بنابراین شما دو مسابقه بردنی در اینجا دارید، سپس آنها در طول هفته خوب هستند.

منبع: Fantasy Football Player

This case is winnable, Mr. Lester.

این پرونده بردنی است، آقای لسٹر.

منبع: The Good Wife Season 4

I'm going to go with Gardner Minsh this week. He is in a very winnable matchup against Carolina.

من قصد دارم این هفته با گاردنر مینش همراه شوم. او در یک مسابقه بردنی بسیار خوب در برابر کارولیناست.

منبع: Fantasy Football Player

For example, a shill might be paid to fake a big win at a casino to make a game look easily winnable.

به عنوان مثال، ممکن است به یک شیل برای جعل یک برد بزرگ در کازینو پرداخت شود تا بازی به نظر به آسانی بردنی برسد.

منبع: Word of the Day

Knowing it's an uphill battle but a winnable one and one that's achievable and at the end of this race guys, you're gonna be more capable.

می‌دانیم که این یک نبرد دشوار است، اما بردنی است و قابل دستیابی است و در پایان این مسابقه، شماها توانمندتر خواهید بود.

منبع: Tips for Motivational Learning

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید