sharing wisdoms
به اشتراک گذاری دانش
gaining wisdom
کسب دانش
ancient wisdoms
دانشهای باستانی
seeking wisdom
دنبال دانش
wisdoms of ages
دانشهای دورانهای گذشته
applying wisdom
کاربرد دانش
source of wisdom
منبع دانش
wisdom spoken
دانش گفته شده
full of wisdom
پر از دانش
wisdom learned
دانش یاد گرفته شده
the ancient texts are full of timeless wisdoms.
متنهای باستانی پر از حکمتهای بیزمانهاند.
sharing wisdoms with younger generations is crucial.
اشتراک حکمتها با نسلهای جوان حائز اهمیت است.
her life experiences taught her invaluable wisdoms.
تجربیات زندگی او آن را با حکمتهای ارزشمند آشنا کرد.
we can learn many wisdoms from observing nature.
ما میتوانیم از ملاحظه طبیعت بسیاری از حکمتها را یاد بگیریم.
the elders passed down their wisdoms through stories.
بزرگتران با داستانها حکمتهای خود را به نسلهای بعدی منتقل کردند.
applying wisdoms to daily life improves decision-making.
کاربرد حکمتها در زندگی روزمره تصمیمگیری را بهبود میبخشد.
he sought wisdoms from various philosophical traditions.
او حکمتها را از سنتهای فلسفی مختلف جستجو کرد.
the book contained a collection of practical wisdoms.
این کتاب یک مجموعه از حکمتهای عملی را در بر میگرفت.
gaining wisdoms requires patience and reflection.
کسب حکمتها نیاز به صبر و تفکر دارد.
the speaker shared profound wisdoms with the audience.
سخنران حکمتهای عمیقی را با حضار به اشتراک گذاشت.
traditional cultures often preserve ancient wisdoms.
فرهنگهای سنتی اغلب حکمتهای باستانی را حفظ میکنند.
sharing wisdoms
به اشتراک گذاری دانش
gaining wisdom
کسب دانش
ancient wisdoms
دانشهای باستانی
seeking wisdom
دنبال دانش
wisdoms of ages
دانشهای دورانهای گذشته
applying wisdom
کاربرد دانش
source of wisdom
منبع دانش
wisdom spoken
دانش گفته شده
full of wisdom
پر از دانش
wisdom learned
دانش یاد گرفته شده
the ancient texts are full of timeless wisdoms.
متنهای باستانی پر از حکمتهای بیزمانهاند.
sharing wisdoms with younger generations is crucial.
اشتراک حکمتها با نسلهای جوان حائز اهمیت است.
her life experiences taught her invaluable wisdoms.
تجربیات زندگی او آن را با حکمتهای ارزشمند آشنا کرد.
we can learn many wisdoms from observing nature.
ما میتوانیم از ملاحظه طبیعت بسیاری از حکمتها را یاد بگیریم.
the elders passed down their wisdoms through stories.
بزرگتران با داستانها حکمتهای خود را به نسلهای بعدی منتقل کردند.
applying wisdoms to daily life improves decision-making.
کاربرد حکمتها در زندگی روزمره تصمیمگیری را بهبود میبخشد.
he sought wisdoms from various philosophical traditions.
او حکمتها را از سنتهای فلسفی مختلف جستجو کرد.
the book contained a collection of practical wisdoms.
این کتاب یک مجموعه از حکمتهای عملی را در بر میگرفت.
gaining wisdoms requires patience and reflection.
کسب حکمتها نیاز به صبر و تفکر دارد.
the speaker shared profound wisdoms with the audience.
سخنران حکمتهای عمیقی را با حضار به اشتراک گذاشت.
traditional cultures often preserve ancient wisdoms.
فرهنگهای سنتی اغلب حکمتهای باستانی را حفظ میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید