wisdoms

[ایالات متحده]/[ˈwɪzdmz]/
[بریتانیا]/[ˈwɪzdmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه‌های از دانش؛ نمونه‌های رفتار یا توصیه‌های حکمت‌آمیز.
n. (جمع) مجموعه‌ای از گفتارهای یا آموزه‌های حکمت‌آمیز.

عبارات و ترکیب‌ها

sharing wisdoms

به اشتراک گذاری دانش

gaining wisdom

کسب دانش

ancient wisdoms

دانش‌های باستانی

seeking wisdom

دنبال دانش

wisdoms of ages

دانش‌های دوران‌های گذشته

applying wisdom

کاربرد دانش

source of wisdom

منبع دانش

wisdom spoken

دانش گفته شده

full of wisdom

پر از دانش

wisdom learned

دانش یاد گرفته شده

جملات نمونه

the ancient texts are full of timeless wisdoms.

متن‌های باستانی پر از حکمت‌های بی‌زمانه‌اند.

sharing wisdoms with younger generations is crucial.

اشتراک حکمت‌ها با نسل‌های جوان حائز اهمیت است.

her life experiences taught her invaluable wisdoms.

تجربیات زندگی او آن را با حکمت‌های ارزشمند آشنا کرد.

we can learn many wisdoms from observing nature.

ما می‌توانیم از ملاحظه طبیعت بسیاری از حکمت‌ها را یاد بگیریم.

the elders passed down their wisdoms through stories.

بزرگ‌تران با داستان‌ها حکمت‌های خود را به نسل‌های بعدی منتقل کردند.

applying wisdoms to daily life improves decision-making.

کاربرد حکمت‌ها در زندگی روزمره تصمیم‌گیری را بهبود می‌بخشد.

he sought wisdoms from various philosophical traditions.

او حکمت‌ها را از سنت‌های فلسفی مختلف جستجو کرد.

the book contained a collection of practical wisdoms.

این کتاب یک مجموعه از حکمت‌های عملی را در بر می‌گرفت.

gaining wisdoms requires patience and reflection.

کسب حکمت‌ها نیاز به صبر و تفکر دارد.

the speaker shared profound wisdoms with the audience.

سخنران حکمت‌های عمیقی را با حضار به اشتراک گذاشت.

traditional cultures often preserve ancient wisdoms.

فرهنگ‌های سنتی اغلب حکمت‌های باستانی را حفظ می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید