folly

[ایالات متحده]/ˈfɒli/
[بریتانیا]/ˈfɑːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احمقانهگی؛ نادانی؛ رفتار، افکار یا اقدامات احمقانه.
Word Forms
جمعfollies

عبارات و ترکیب‌ها

act of folly

عمل احمقانه

folly of youth

نادانی جوانی

unfortunate folly

نادانی ناگوار

folly and regret

نادانی و پشیمانی

folly of war

نادانی جنگ

financial folly

نادانی مالی

learn from folly

از نادانی درس بگیرید

senseless folly

نادانی بی معنی

جملات نمونه

the follies of youth.

نادانی‌های جوانی

Learn wisdom by the folly of others.

از نادانی دیگران حکمت بیاموز.

the folly of her action was borne in on her.

نادانی عمل او به او فهمیده شد.

inconceivable folly; an inconceivable disaster.

نادانی غیرقابل تصور؛ یک فاجعه غیرقابل تصور.

It is folly to buy such a junk at $100.

خریدن چنین زباله‌ای به قیمت 100 دلار نادانی است.

regretted the follies of his youth.

نادانی‌های جوانی خود را پشیمان بود.

a hair shirt to penance him for his folly in offending.

لباس خشن برای توبه کردن او به خاطر نادانی در آزار دادن.

the follies and whim-whams of the metropolis.

نادانی‌ها و خرافات شهر.

Events proved the folly of such calculations.

واقعه ثابت کرد که محاسبات چنین نادیده گرفتن.

I hinted at his imprudence, his folly, but he did not take my hint.

من به بی‌احتیاطی و نادانی او اشاره کردم، اما او به اشاره من توجه نکرد.

My reconcilement to the kind in general might not be so difficult, if they would be content with those vices and follies only which nature has entitled them to.

آشتی من با این نوع به طور کلی ممکن است آنقدرها دشوار نباشد، اگر آنها فقط با آن رذایل و نادانی‌هایی که طبیعت به آنها اجازه داده است، راضی باشند.

نمونه‌های واقعی

But now we are seeing the folly of fire suppression in big basin and elsewhere.

اما اکنون شاهد حماقت سرکوب آتش‌سوزی در حوضه بزرگ و دیگر مناطق هستیم.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American February 2023 Compilation

Such follies are fairly well known.

چنین حماقت‌هایی به خوبی شناخته شده‌اند.

منبع: The Economist - Arts

Without this, folly, age, and cold decay.

بدون این، حماقت، سن و زوال سرد.

منبع: The complete original version of the sonnet.

I mean, that would make a mockery of the follies.

منظورم این است که این باعث تمسخر حماقت‌ها می‌شود.

منبع: Modern Family Season 6

Tim's actions reached the height of folly.

اقدامات تیم به اوج حماقت رسید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Not with 10,000 men could you do this.It is folly .

با 10000 مرد نمی‌توانید این کار را انجام دهید. این حماقت است.

منبع: The Lord of the Rings Trilogy Selected Highlights

Our folly, doesn't exclude them from the circle of their love.

حماقت ما آن‌ها را از دایره عشقشان مستثنی نمی‌کند.

منبع: The school of life

We might smile at their folly in getting statistics quite so wrong.

شاید ما به حماقت آن‌ها در به دست آوردن آمار به این اندازه نادرست خندیم.

منبع: Cultural Discussions

So, the folly of war was probably best articulated with the pen and paper.

بنابراین، حماقت جنگ احتمالاً بهتر با قلم و کاغذ بیان شد.

منبع: CNN Listening Compilation July 2014

George had a whipping for his folly, as he ought to have had.

جرج به دلیل حماقتش تنبیه شد، همانطور که باید می‌شد.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید