| جمع | witss |
quick wits
هوش سریع
sharp wits
هوش تیز
lost wits
هوش گمشده
testing wits
آزمایش هوش
with wits
با هوش
displaying wits
نشان دادن هوش
exercising wits
تمرین هوش
good wits
هوش خوب
clever wits
هوش باهوش
quick-witted
باهوش و سریع
she used her wits to escape the tricky situation.
او از هوش خود برای فرار از شرایط دشوار استفاده کرد.
he's a man of great wits and charm.
او مردی با هوش و جذابیت فراوان است.
the comedian relied on his quick wits to improvise.
بازیگر خرداد برای بداهه گویی به هوش سریع خود متکی بود.
it was a battle of wits between the two rivals.
این یک نبرد هوش بین دو رقیب بود.
she sharpened her wits by playing chess.
او با بازی شطرنج هوش خود را تقویت کرد.
he needed all his wits about him to solve the puzzle.
او برای حل معما به تمام هوش خود نیاز داشت.
the lawyer used her wits to win the case.
وکیل برای برنده شدن در پرونده از هوش خود استفاده کرد.
they pitted their wits against each other in a debate.
آنها در یک بحث با یکدیگر هوش خود را به کار گرفتند.
he displayed remarkable wits in handling the crisis.
او در برخورد با بحران هوش قابل توجهی نشان داد.
the detective used his wits to unravel the mystery.
مامور پلیس برای کشف راز از هوش خود استفاده کرد.
she had the wits to see through his deception.
او هوشی داشت که بتواند فریب او را درک کند.
quick wits
هوش سریع
sharp wits
هوش تیز
lost wits
هوش گمشده
testing wits
آزمایش هوش
with wits
با هوش
displaying wits
نشان دادن هوش
exercising wits
تمرین هوش
good wits
هوش خوب
clever wits
هوش باهوش
quick-witted
باهوش و سریع
she used her wits to escape the tricky situation.
او از هوش خود برای فرار از شرایط دشوار استفاده کرد.
he's a man of great wits and charm.
او مردی با هوش و جذابیت فراوان است.
the comedian relied on his quick wits to improvise.
بازیگر خرداد برای بداهه گویی به هوش سریع خود متکی بود.
it was a battle of wits between the two rivals.
این یک نبرد هوش بین دو رقیب بود.
she sharpened her wits by playing chess.
او با بازی شطرنج هوش خود را تقویت کرد.
he needed all his wits about him to solve the puzzle.
او برای حل معما به تمام هوش خود نیاز داشت.
the lawyer used her wits to win the case.
وکیل برای برنده شدن در پرونده از هوش خود استفاده کرد.
they pitted their wits against each other in a debate.
آنها در یک بحث با یکدیگر هوش خود را به کار گرفتند.
he displayed remarkable wits in handling the crisis.
او در برخورد با بحران هوش قابل توجهی نشان داد.
the detective used his wits to unravel the mystery.
مامور پلیس برای کشف راز از هوش خود استفاده کرد.
she had the wits to see through his deception.
او هوشی داشت که بتواند فریب او را درک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید