wits

[ایالات متحده]/[wɪts]/
[بریتانیا]/[wɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از حواس خود استفاده کردن؛ باهوش فکر کردن.
n. pl. توانایی باهوش و باهوشانه فکر کردن؛ افراد باهوش یا خنده دار.
Word Forms
جمعwitss

عبارات و ترکیب‌ها

quick wits

هوش سریع

sharp wits

هوش تیز

lost wits

هوش گمشده

testing wits

آزمایش هوش

with wits

با هوش

displaying wits

نشان دادن هوش

exercising wits

تمرین هوش

good wits

هوش خوب

clever wits

هوش باهوش

quick-witted

باهوش و سریع

جملات نمونه

she used her wits to escape the tricky situation.

او از هوش خود برای فرار از شرایط دشوار استفاده کرد.

he's a man of great wits and charm.

او مردی با هوش و جذابیت فراوان است.

the comedian relied on his quick wits to improvise.

بازیگر خرداد برای بداهه گویی به هوش سریع خود متکی بود.

it was a battle of wits between the two rivals.

این یک نبرد هوش بین دو رقیب بود.

she sharpened her wits by playing chess.

او با بازی شطرنج هوش خود را تقویت کرد.

he needed all his wits about him to solve the puzzle.

او برای حل معما به تمام هوش خود نیاز داشت.

the lawyer used her wits to win the case.

وکیل برای برنده شدن در پرونده از هوش خود استفاده کرد.

they pitted their wits against each other in a debate.

آنها در یک بحث با یکدیگر هوش خود را به کار گرفتند.

he displayed remarkable wits in handling the crisis.

او در برخورد با بحران هوش قابل توجهی نشان داد.

the detective used his wits to unravel the mystery.

مامور پلیس برای کشف راز از هوش خود استفاده کرد.

she had the wits to see through his deception.

او هوشی داشت که بتواند فریب او را درک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید