| جمع | womanlikes |
womanlike grace
ظرافت زنانه
womanlike strength
قدرت زنانه
womanlike charm
جاذبه زنانه
womanlike qualities
ویژگیهای زنانه
womanlike intuition
شهود زنانه
womanlike elegance
ظرافت زنانه
womanlike sensitivity
حساسیت زنانه
womanlike beauty
زیبای زنانه
womanlike demeanor
رفتار زنانه
she has a womanlike grace that captivates everyone.
او دارای ظرافت زنانه ای است که همه را مجذوب خود می کند.
his painting reflects a womanlike perspective on life.
نقاشی او بازتابی از دیدگاه زنانه نسبت به زندگی است.
her womanlike intuition often guides her decisions.
شهود زنانه او اغلب تصمیماتش را هدایت می کند.
he admires her womanlike strength and resilience.
او از قدرت و انعطاف پذیری زنانه او تحسین می کند.
they appreciate her womanlike qualities in leadership.
آنها از ویژگی های زنانه او در رهبری قدردانی می کنند.
her womanlike charm made the event unforgettable.
جاذبه زنانه او باعث شد این رویداد فراموش نشود.
he expressed a womanlike sensitivity in his writing.
او حساسیت زنانه را در نوشته های خود بیان کرد.
her womanlike approach to problem-solving is unique.
روش زنانه او در حل مسئله منحصر به فرد است.
he admires her womanlike ability to empathize.
او از توانایی زنانه او در همدلی تحسین می کند.
her womanlike perspective adds depth to the discussion.
دیدگاه زنانه او عمق بیشتری به بحث می بخشد.
womanlike grace
ظرافت زنانه
womanlike strength
قدرت زنانه
womanlike charm
جاذبه زنانه
womanlike qualities
ویژگیهای زنانه
womanlike intuition
شهود زنانه
womanlike elegance
ظرافت زنانه
womanlike sensitivity
حساسیت زنانه
womanlike beauty
زیبای زنانه
womanlike demeanor
رفتار زنانه
she has a womanlike grace that captivates everyone.
او دارای ظرافت زنانه ای است که همه را مجذوب خود می کند.
his painting reflects a womanlike perspective on life.
نقاشی او بازتابی از دیدگاه زنانه نسبت به زندگی است.
her womanlike intuition often guides her decisions.
شهود زنانه او اغلب تصمیماتش را هدایت می کند.
he admires her womanlike strength and resilience.
او از قدرت و انعطاف پذیری زنانه او تحسین می کند.
they appreciate her womanlike qualities in leadership.
آنها از ویژگی های زنانه او در رهبری قدردانی می کنند.
her womanlike charm made the event unforgettable.
جاذبه زنانه او باعث شد این رویداد فراموش نشود.
he expressed a womanlike sensitivity in his writing.
او حساسیت زنانه را در نوشته های خود بیان کرد.
her womanlike approach to problem-solving is unique.
روش زنانه او در حل مسئله منحصر به فرد است.
he admires her womanlike ability to empathize.
او از توانایی زنانه او در همدلی تحسین می کند.
her womanlike perspective adds depth to the discussion.
دیدگاه زنانه او عمق بیشتری به بحث می بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید