woofs

[ایالات متحده]/wʊfs/
[بریتانیا]/wʊfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای پارس کم; نام یک شخص (Woof)
vi. صدای پارس کم تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dog woofs

سگ‌ها پارس می‌کنند

loud woofs

پارس‌های بلند

happy woofs

پارس‌های شاد

playful woofs

پارس‌های بازیگوشانه

soft woofs

پارس‌های آرام

excited woofs

پارس‌های هیجان‌انگیز

friendly woofs

پارس‌های دوستانه

sharp woofs

پارس‌های تیز

quick woofs

پارس‌های سریع

curious woofs

پارس‌های کنجکاوانه

جملات نمونه

the dog woofs loudly at strangers.

سگ با صدای بلند در برابر غریبه‌ها پارس می‌کند.

she loves when her puppy woofs playfully.

او عاشق این است که توله سگش به طور بازیگوشانه پارس کند.

he woofs excitedly when he sees his owner.

وقتی صاحبش را می‌بیند با هیجان پارس می‌کند.

the dog woofs to get our attention.

سگ برای جلب توجه ما پارس می‌کند.

woofs can be a sign of happiness in dogs.

پارس کردن می‌تواند نشانه‌ای از خوشحالی در سگ‌ها باشد.

my dog woofs whenever the doorbell rings.

سگ من هر وقت زنگ در به صدا در می‌آید پارس می‌کند.

he woofs softly when he wants to play.

وقتی می‌خواهد بازی کند به آرامی پارس می‌کند.

the little puppy woofs at the big dog.

توله سگ کوچک به سگ بزرگ پارس می‌کند.

she giggles when her dog woofs at the mailman.

وقتی سگش به سمت پیک حرفه ای پارس می‌کند، او می‌خندد.

woofs can communicate different emotions in dogs.

پارس کردن می‌تواند احساسات مختلف را در سگ‌ها منتقل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید