he worships god
او خدا را میپرستد
she worships beauty
او زیبایی را میپرستد
they worships nature
آنها طبیعت را میپرستند
who worships money
چه کسی پول را میپرستد
it worships power
آن قدرت را میپرستد
he worships fame
او شهرت را میپرستد
she worships art
او هنر را میپرستد
they worships tradition
آنها سنت را میپرستند
who worships success
چه کسی موفقیت را میپرستد
it worships knowledge
آن دانش را میپرستد
she worships the ground he walks on.
او عاشق زمینی است که او روی آن قدم می گذارد.
many people worships in different ways.
بسیاری از مردم به روش های مختلف عبادت می کنند.
he worships his favorite band like a deity.
او گروه مورد علاقه اش را مانند یک خدا پرستش می کند.
they worships the sun during the summer solstice.
آنها در طول انقلاب تابستان خورشید را می پرستند.
she worships her parents for their sacrifices.
او به خاطر فداکاری هایشان والدین خود را می پرستد.
he worships the ideals of freedom and justice.
او آرمان های آزادی و عدالت را می پرستد.
they worships in a temple every week.
آنها هر هفته در یک معبد عبادت می کنند.
she worships the art of painting.
او هنر نقاشی را می پرستد.
he worships the memory of his late grandmother.
او خاطره مادربزرگ مرحومش را می پرستد.
they worships the traditions of their ancestors.
آنها سنت های نیاکان خود را می پرستند.
he worships god
او خدا را میپرستد
she worships beauty
او زیبایی را میپرستد
they worships nature
آنها طبیعت را میپرستند
who worships money
چه کسی پول را میپرستد
it worships power
آن قدرت را میپرستد
he worships fame
او شهرت را میپرستد
she worships art
او هنر را میپرستد
they worships tradition
آنها سنت را میپرستند
who worships success
چه کسی موفقیت را میپرستد
it worships knowledge
آن دانش را میپرستد
she worships the ground he walks on.
او عاشق زمینی است که او روی آن قدم می گذارد.
many people worships in different ways.
بسیاری از مردم به روش های مختلف عبادت می کنند.
he worships his favorite band like a deity.
او گروه مورد علاقه اش را مانند یک خدا پرستش می کند.
they worships the sun during the summer solstice.
آنها در طول انقلاب تابستان خورشید را می پرستند.
she worships her parents for their sacrifices.
او به خاطر فداکاری هایشان والدین خود را می پرستد.
he worships the ideals of freedom and justice.
او آرمان های آزادی و عدالت را می پرستد.
they worships in a temple every week.
آنها هر هفته در یک معبد عبادت می کنند.
she worships the art of painting.
او هنر نقاشی را می پرستد.
he worships the memory of his late grandmother.
او خاطره مادربزرگ مرحومش را می پرستد.
they worships the traditions of their ancestors.
آنها سنت های نیاکان خود را می پرستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید