worships

[ایالات متحده]/ˈwɜːʃɪps/
[بریتانیا]/ˈwɜrʃɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عبادت‌ها، عنوانی از احترام برای یک قاضی یا شهردار
v. سوم شخص مفرد عبادت؛ نشان دادن احترام یا محبت

عبارات و ترکیب‌ها

he worships god

او خدا را می‌پرستد

she worships beauty

او زیبایی را می‌پرستد

they worships nature

آنها طبیعت را می‌پرستند

who worships money

چه کسی پول را می‌پرستد

it worships power

آن قدرت را می‌پرستد

he worships fame

او شهرت را می‌پرستد

she worships art

او هنر را می‌پرستد

they worships tradition

آنها سنت را می‌پرستند

who worships success

چه کسی موفقیت را می‌پرستد

it worships knowledge

آن دانش را می‌پرستد

جملات نمونه

she worships the ground he walks on.

او عاشق زمینی است که او روی آن قدم می گذارد.

many people worships in different ways.

بسیاری از مردم به روش های مختلف عبادت می کنند.

he worships his favorite band like a deity.

او گروه مورد علاقه اش را مانند یک خدا پرستش می کند.

they worships the sun during the summer solstice.

آنها در طول انقلاب تابستان خورشید را می پرستند.

she worships her parents for their sacrifices.

او به خاطر فداکاری هایشان والدین خود را می پرستد.

he worships the ideals of freedom and justice.

او آرمان های آزادی و عدالت را می پرستد.

they worships in a temple every week.

آنها هر هفته در یک معبد عبادت می کنند.

she worships the art of painting.

او هنر نقاشی را می پرستد.

he worships the memory of his late grandmother.

او خاطره مادربزرگ مرحومش را می پرستد.

they worships the traditions of their ancestors.

آنها سنت های نیاکان خود را می پرستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید