worshipful

[ایالات متحده]/'wɜːʃɪpfʊl/
[بریتانیا]/'wɝʃɪpfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته احترام یا تحسین

جملات نمونه

a worshipful biography

یک زندگی‌نامه قابل ستایش

the Worshipful Company of Goldsmiths.

شرکت معتبر زرگران

a soapy, worshipful look.

یک نگاه صابونی و پرستش‌آمیز

her voice was full of worshipful admiration.

صدای او مملو از تحسین قابل ستایش بود.

a worshipful attitude towards nature

یک نگرش قابل ستایش نسبت به طبیعت

to attend a worshipful ceremony

برای شرکت در یک مراسم قابل ستایش

the worshipful congregation gathered in the church

مجمعین قابل ستایش در کلیسا گرد هم آمدند.

to show worshipful reverence towards the deity

برای نشان دادن احترام قابل ستایش نسبت به ایزد.

the worshipful admiration of a famous artist

تحسین قابل ستایش یک هنرمند مشهور.

to offer worshipful prayers at the temple

برای تقديم نمازهای قابل ستایش در معبد.

a worshipful gesture of bowing down

یک حرکت قابل ستایش تعظیم کردن.

to express worshipful devotion through rituals

برای ابراز خستگی قابل ستایش از طریق مناسک.

the worshipful homage paid to the king

احترام قابل ستایشی که به پادشاه پرداختند.

to receive a worshipful reception from the fans

برای دریافت استقبالی قابل ستایش از طرف طرفداران.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید