she despises him
او از او بیزار است
he despises failure
او از شکست بیزار است
they despise lies
آنها از دروغ بیزارند
i despise ignorance
من از نادانی بیزارم
she despises weakness
او از ضعف بیزار است
he despises cruelty
او از بیرحمی بیزار است
they despise injustice
آنها از بیعدالتی بیزارند
i despise hypocrisy
من از ریا بیزارم
she despises rudeness
او از بی ادبی بیزار است
he despises arrogance
او از خودخواهی بیزار است
she despises dishonesty in any form.
او متنفر از بیحسی در هر شکل و اندازهای است.
he despises the way some people treat animals.
او از نحوه رفتار برخی افراد با حیوانات متنفر است.
they despise the idea of giving up.
آنها از ایده تسلیم شدن متنفرند.
she despises those who take advantage of others.
او از کسانی که از دیگران سوء استفاده میکنند متنفر است.
he despises the constant negativity in the news.
او از منفیگرایی مداوم در اخبار متنفر است.
many despise the lack of respect in modern society.
بسیاری از فقدان احترام در جامعه مدرن متنفرند.
she despises people who are rude and arrogant.
او از افرادی که بیادب و مغرور هستند متنفر است.
he despises the way some companies exploit their workers.
او از نحوه بهرهکشی برخی شرکتها از کارگران خود متنفر است.
they despise the culture of instant gratification.
آنها از فرهنگ ارضای فوری متنفرند.
she despises the hypocrisy of political leaders.
او از ریاکاری رهبران سیاسی متنفر است.
she despises him
او از او بیزار است
he despises failure
او از شکست بیزار است
they despise lies
آنها از دروغ بیزارند
i despise ignorance
من از نادانی بیزارم
she despises weakness
او از ضعف بیزار است
he despises cruelty
او از بیرحمی بیزار است
they despise injustice
آنها از بیعدالتی بیزارند
i despise hypocrisy
من از ریا بیزارم
she despises rudeness
او از بی ادبی بیزار است
he despises arrogance
او از خودخواهی بیزار است
she despises dishonesty in any form.
او متنفر از بیحسی در هر شکل و اندازهای است.
he despises the way some people treat animals.
او از نحوه رفتار برخی افراد با حیوانات متنفر است.
they despise the idea of giving up.
آنها از ایده تسلیم شدن متنفرند.
she despises those who take advantage of others.
او از کسانی که از دیگران سوء استفاده میکنند متنفر است.
he despises the constant negativity in the news.
او از منفیگرایی مداوم در اخبار متنفر است.
many despise the lack of respect in modern society.
بسیاری از فقدان احترام در جامعه مدرن متنفرند.
she despises people who are rude and arrogant.
او از افرادی که بیادب و مغرور هستند متنفر است.
he despises the way some companies exploit their workers.
او از نحوه بهرهکشی برخی شرکتها از کارگران خود متنفر است.
they despise the culture of instant gratification.
آنها از فرهنگ ارضای فوری متنفرند.
she despises the hypocrisy of political leaders.
او از ریاکاری رهبران سیاسی متنفر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید