despises

[ایالات متحده]/dɪˈspaɪzɪz/
[بریتانیا]/dɪˈspaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با تحقیر یا تمسخر نگریستن؛ به کسی یا چیزی نگاه کردن از بالا؛ بی‌ارزش دانستن

عبارات و ترکیب‌ها

she despises him

او از او بیزار است

he despises failure

او از شکست بیزار است

they despise lies

آنها از دروغ بیزارند

i despise ignorance

من از نادانی بیزارم

she despises weakness

او از ضعف بیزار است

he despises cruelty

او از بی‌رحمی بیزار است

they despise injustice

آنها از بی‌عدالتی بیزارند

i despise hypocrisy

من از ریا بیزارم

she despises rudeness

او از بی ادبی بیزار است

he despises arrogance

او از خودخواهی بیزار است

جملات نمونه

she despises dishonesty in any form.

او متنفر از بی‌حسی در هر شکل و اندازه‌ای است.

he despises the way some people treat animals.

او از نحوه رفتار برخی افراد با حیوانات متنفر است.

they despise the idea of giving up.

آنها از ایده تسلیم شدن متنفرند.

she despises those who take advantage of others.

او از کسانی که از دیگران سوء استفاده می‌کنند متنفر است.

he despises the constant negativity in the news.

او از منفی‌گرایی مداوم در اخبار متنفر است.

many despise the lack of respect in modern society.

بسیاری از فقدان احترام در جامعه مدرن متنفرند.

she despises people who are rude and arrogant.

او از افرادی که بی‌ادب و مغرور هستند متنفر است.

he despises the way some companies exploit their workers.

او از نحوه بهره‌کشی برخی شرکت‌ها از کارگران خود متنفر است.

they despise the culture of instant gratification.

آنها از فرهنگ ارضای فوری متنفرند.

she despises the hypocrisy of political leaders.

او از ریاکاری رهبران سیاسی متنفر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید