wrigglingly

[ایالات متحده]/ˈrɪɡlɪŋli/
[بریتانیا]/ˈrɪɡlɪŋli/

ترجمه

adv. به صورت پیچ و تاب خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

wrigglingly alive

زنده و تکان‌دار

wrigglingly free

آزاد و تکان‌دار

wrigglingly happy

شاد و تکان‌دار

wrigglingly playful

بازيگوش و تکان‌دار

wrigglingly excited

هیجان‌زده و تکان‌دار

wrigglingly small

کوچک و تکان‌دار

wrigglingly tight

سفت و تکان‌دار

wrigglingly quick

سریع و تکان‌دار

wrigglingly slippery

لغزنده و تکان‌دار

wrigglingly curious

مشتاق و تکان‌دار

جملات نمونه

the snake was wrigglingly across the grass.

مار به صورت مار مانند از روی چمن عبور می‌کرد.

the fish wrigglingly escaped from the fisherman's net.

ماهی به صورت مار مانند از تور ماهیگیر فرار کرد.

she watched the worm wrigglingly in the soil.

او کرم را در حالی که به صورت مار مانند در خاک حرکت می‌کرد، تماشا کرد.

the puppy was wrigglingly excited to see its owner.

سگ کوچولو به طرز مار مانند از دیدن صاحبش هیجان‌زده بود.

he wrigglingly danced to the rhythm of the music.

او به طرز مار مانند با ریتم موسیقی می‌رقصید.

the toddler was wrigglingly trying to escape from his high chair.

کودک نوپا سعی می‌کرد به طرز مار مانند از صندلی غذاخوری‌اش فرار کند.

she saw the eel wrigglingly in the water.

او ماهی قزل‌آلا را در حالی که به صورت مار مانند در آب حرکت می‌کرد، دید.

the octopus wrigglingly changed colors to blend in.

اختاپوس به طرز مار مانند رنگ‌ها را تغییر داد تا با محیط اطراف ترکیب شود.

he felt the wrigglingly sensation of the insect on his arm.

او احساس کرد که حسی شبیه به حرکت مار مانند از حشره روی بازویش دارد.

the dancer moved wrigglingly across the stage.

رقصنده به طرز مار مانند روی صحنه حرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید