wristband

[ایالات متحده]/ˈrɪstbænd/
[بریتانیا]/ˈrɪstbænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بند که به دور مچ دست پوشیده می‌شود؛ یک بند برای نگه داشتن ساعت یا یک بند ورزشی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wristband color

رنگ دستبند

wristband size

اندازه دستبند

wristband style

سبک دستبند

wristband design

طراحی دستبند

wristband material

جنس دستبند

wristband features

ویژگی‌های دستبند

wristband usage

نحوه استفاده از دستبند

wristband technology

فناوری دستبند

wristband promotion

تبلیغ دستبند

wristband tracking

ردیابی دستبند

جملات نمونه

she wore a colorful wristband at the concert.

او یک دستبند رنگارنگ در کنسرت پوشید.

the wristband tracks your heart rate during workouts.

این دستبند ضربان قلب شما را در طول تمرینات ردیابی می‌کند.

he received a wristband as a ticket for the festival.

او یک دستبند را به عنوان بلیط برای جشنواره دریافت کرد.

many athletes use a wristband to show their support.

بسیاری از ورزشکاران از یک دستبند برای نشان دادن حمایت خود استفاده می‌کنند.

the smart wristband syncs with your smartphone.

این دستبند هوشمند با گوشی هوشمند شما همگام می‌شود.

she collected wristbands from every concert she attended.

او دستبندهایی را از هر کنسرتی که شرکت کرد جمع‌آوری کرد.

wristbands are often used for identification at events.

دستبندها اغلب برای شناسایی در رویدادها استفاده می‌شوند.

he bought a wristband to support cancer research.

او یک دستبند خرید تا از تحقیقات سرطان حمایت کند.

wristbands can be customized with names or messages.

می‌توان دستبندها را با نام یا پیام سفارشی کرد.

the festival provided wristbands for all attendees.

جشنواره دستبندهایی را برای همه شرکت‌کنندگان فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید