wyrm

[ایالات متحده]/[wɜːm]/
[بریتانیا]/[wɜːrm]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مار یا اژدهای بزرگ و افسانه‌ای؛ یک کرم، به ویژه بزرگ یا ضخیم؛ شفشه یک مگس یا حشره.

عبارات و ترکیب‌ها

wyrm's hoard

گنج wyrm

slay a wyrm

یک wyrm را بکش

wyrm fire

آتش wyrm

ancient wyrm

wyrm باستانی

wyrm scale

مقیاس wyrm

wyrm's lair

لانه wyrm

hunting wyrms

شکار wyrmها

a wyrm sleeps

یک wyrm می‌خوابد

wyrm shadow

سایه wyrm

fierce wyrm

wyrm خشمگین

جملات نمونه

the ancient legends spoke of a fearsome wyrm guarding the treasure.

افسانه های باستانی از یک مار وحشتناک صحبت می کردند که از گنجینه محافظت می کرد.

he dreamed of slaying the wyrm and becoming a hero.

او رویای کشتن مار و تبدیل شدن به یک قهرمان را داشت.

the wyrm's scales shimmered with an unnatural, iridescent glow.

فلس های مار با درخششی غیرطبیعی و رنگین کمانی می درخشیدند.

villagers whispered tales of the wyrm's fiery breath.

روستاییان داستان هایی از نفس آتشین مار زمزمه می کردند.

a massive wyrm stirred beneath the mountains, causing tremors.

یک مار بزرگ در زیر کوه ها به حرکت درآمد و باعث لرزش شد.

the knight prepared for battle against the formidable wyrm.

شوالیه برای نبرد با مار قدرتمند آماده شد.

the wyrm’s hoard included gold, jewels, and ancient artifacts.

گنجینه مار شامل طلا، جواهرات و آثار باستانی بود.

the dragon-slaying hero faced the wyrm in a dark cave.

قهرمان کشنده اژدها در یک غار تاریک با مار روبرو شد.

the wyrm’s lair was a desolate and forbidding place.

لایه مار مکانی متروکه و ترسناک بود.

many brave warriors attempted to defeat the fearsome wyrm.

جنگجویان شجاع زیادی تلاش کردند تا مار وحشتناک را شکست دهند.

the wyrm’s shadow fell upon the village, bringing fear.

سایه مار بر دهکده افتاد و ترس به همراه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید