yearned

[ایالات متحده]/jɜːnd/
[بریتانیا]/jɜrnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داشتن یک تمایل یا آرزو قوی برای چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

yearned for

اشتیاق داشتن به

yearned to

اشتیاق به

yearned after

اشتیاق پس از

yearned away

اشتیاق دور

yearned deep

اشتیاق عمیق

yearned much

اشتیاق زیاد

yearned still

هنوز مشتاق بودم

yearned long

اشتیاق طولانی

yearned now

حالا مشتاق هستم

yearned forever

برای همیشه مشتاق بودم

جملات نمونه

she yearned for a simpler life away from the city.

او برای یک زندگی ساده‌تر دور از شهر آرزو می‌کرد.

he yearned to travel the world and experience new cultures.

او مشتاق سفر در سراسر جهان و تجربه فرهنگ‌های جدید بود.

the children yearned for their parents' attention.

کودکان مشتاق توجه والدین خود بودند.

after years of separation, she yearned to reunite with her family.

پس از سال‌ها جدایی، او مشتاق بازگشت به آغوش خانواده‌اش بود.

he yearned for the days when life was less complicated.

او برای روزهایی که زندگی کمتر پیچیده بود آرزو می‌کرد.

they yearned for freedom and the chance to express themselves.

آنها برای آزادی و فرصتی برای ابراز وجود خود آرزو می‌کردند.

she yearned to be a part of something bigger than herself.

او مشتاق بود تا بخشی از چیزی بزرگتر از خودش باشد.

he yearned for love and companionship in his life.

او برای عشق و همراهی در زندگی خود آرزو می‌کرد.

throughout her life, she yearned for acceptance and understanding.

در طول زندگی‌اش، او برای پذیرش و درک آرزو می‌کرد.

as an artist, he yearned for inspiration to create his next masterpiece.

به عنوان یک هنرمند، او برای الهام برای خلق شاهکار بعدی خود آرزو می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید