yelped

[ایالات متحده]/jɛlpt/
[بریتانیا]/jɛlpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک صدای کوتاه و تیز ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

yelped in pain

با درد ناله کرد

yelped with joy

با خوشحالی ناله کرد

yelped out loud

با صدای بلند ناله کرد

yelped for help

برای کمک ناله کرد

yelped in surprise

با تعجب ناله کرد

yelped in excitement

با هیجان ناله کرد

yelped in fear

با ترس ناله کرد

yelped with laughter

با خنده ناله کرد

yelped in delight

با لذت ناله کرد

جملات نمونه

the dog yelped in pain after stepping on the thorn.

سگ دردی را پس از لگد زدن روی خار احساس کرد.

she yelped with excitement when she saw her friend.

وقتی دوستش را دید از هیجان جیغ زد.

the child yelped when the ice cream fell on the ground.

وقتی بستنی روی زمین افتاد کودک جیغ زد.

he yelped in surprise when the balloon popped.

وقتی بادکنک ترکید از تعجب جیغ زد.

the cat yelped loudly when it got its tail caught.

وقتی دم‌اش گیر کرد گربه بلند جیغ زد.

she yelped in fear as the roller coaster dropped.

وقتی قطار کوستر افتاد از ترس جیغ زد.

the puppy yelped when its owner accidentally stepped on its paw.

وقتی صاحبش به طور تصادفی روی پنجه‌اش پا گذاشت، توله سگ جیغ زد.

he yelped in joy when he won the game.

وقتی بازی را برد از خوشحالی جیغ زد.

the horse yelped when it was startled by the thunder.

وقتی رعد و برق او را ترساند، اسب جیغ زد.

she yelped when she saw the spider crawling on her arm.

وقتی یک عنکبوت را روی بازوی خود دید جیغ زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید