murmured

[ایالات متحده]/'mə:mə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی نجوا کرد؛ با صدای کم و نامشخص صحبت کرد
Word Forms
قسمت سوم فعلmurmured
زمان گذشتهmurmured

عبارات و ترکیب‌ها

softly murmured

آرام نجوا کرد

murmured agreement

توافق نجوا شده

murmured apology

نجوا عذرخواهی

جملات نمونه

The wind murmured in the trees.

باد در درختان زمزمه می‌کرد.

others murmured that their May was passing.

دیگران زمزمه می‌کردند که ماه آنها در حال گذر است.

The child murmured in her sleep.

کودک در خواب زمزمه می‌کرد.

The child murmured something in his sleep.

کودک در خواب چیزی زمزمه کرد.

The workers murmured at the treatment they received.

کارگران در مورد رفتاری که دریافت می‌کردند زمزمه کردند.

As she denounced the government's policy, the crowd murmured their approval.

همانطور که او سیاست دولت را محکوم کرد، جمعیت با تایید زمزمه کردند.

He leant towards me and murmured that he had to leave.

به سمت من خم شد و زمزمه کرد که باید برود.

At his last gasp, he murmured the name of the person who shot him.

در آخرین نفس خود، نام کسی که به او شلیک کرد را زمزمه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید