zipped

[ایالات متحده]/zipt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با زیپ بسته شده
v. صدای زیپ کردن تولید کرد؛ افزایش اشتیاق؛ با زیپ بسته شده (زمان گذشته zip)
Word Forms
زمان گذشتهzipped

عبارات و ترکیب‌ها

zipped up

بسته شده

zipped pocket

جیب بسته

half-zipped

نیمه بسته

fully zipped

کاملاً بسته

unzipped

باز شده

zipper

zipper

zip fastener

سگک زیپ

zip closure

بسته زیپ

zipper pull

کش زیپ

جملات نمونه

he zipped up the holdall.

او کیسه را بست.

he zipped himself up.

او خودش را بست.

The cars zipped by endlessly.

ماشین‌ها به طور مداوم از کنار رد می‌شدند.

He zipped the bag open.

او کیسه را باز کرد.

we zipped along at a minimum of 55 mph.

ما با حداقل سرعت 55 مایل در ساعت حرکت کردیم.

he zipped up his waterproof.

او بارانی خود را بست.

Rifle fire zipped over them.

گلوله‌های تفنگ از بالای سرشان عبور کرد.

zipped through her homework.

او تکالیف خود را به سرعت انجام داد.

She zipped up her dress.

او لباسش را بست.

A bullet zipped past his head.

یک گلوله از کنار سرش عبور کرد.

swallows zipped back and forth across the lake.

مرغ خارا به طور مکرر از روی دریا عبور کرد.

he zipped a pass out to his receiver.

او پاس را به سمت دریافت‌کننده خود فرستاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید