zipping

[ایالات متحده]/ˈzɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈzɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بستن با زیپ یا حرکت سریع در یک جهت؛ فشرده کردن
n. فرآیند نصب شیشه جلو

عبارات و ترکیب‌ها

zipping up

در حال بستن

zipping along

در حال حرکت

zipping past

از کنار رد شدن

zipping through

در حال عبور

zipping down

در حال باز شدن

zipping around

در حال چرخیدن

zipping off

رفتن ناگهانی

zipping away

دور شدن

zipping open

باز شدن

zipping shut

بستن

جملات نمونه

she was zipping up her jacket before heading out.

او قبل از بيرون رفتن ژاکت خود را مي بست.

the kids were zipping around the playground on their scooters.

كودكان با اسكوترها در محوطه بازي به اطراف مي چرخيدند.

he is zipping through the book in just a few hours.

او در عرض چند ساعت كتاب را سريع مي خواند.

she loves zipping down the slopes on her snowboard.

او عاشق اسكي كردن در سراشيبي ها با اسنوبردش است.

the car was zipping past us on the highway.

ماشين با سرعت از كنار ما در اتوبان مي گذشت.

he was zipping his backpack shut before leaving.

او قبل از رفتن کوله پشتی خود را می بست.

the rabbit was zipping through the garden.

خرگوش با سرعت در باغ به اطراف مي چرخيد.

she enjoys zipping around town on her bicycle.

او از دوچرخه سواري در شهر لذت می برد.

he was zipping through the traffic to get to work on time.

او برای رسیدن به موقع به سر کار در ترافیک با سرعت مي راند.

the athlete was zipping past his competitors in the race.

ورزشکار در مسابقه با سرعت از رقبای خود عبور می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید