dawdling

[ایالات متحده]/ˈdɔːdlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɔːdlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌کار; تنبل
v. وقت را تلف کردن; پرسه زدن
Word Forms
جمعdawdlings

عبارات و ترکیب‌ها

dawdling around

چرت و پرت کردن

stop dawdling

بایداز چرت و پرت کردن دست بکشید

dawdling time

زمان چرت و پرت کردن

no dawdling

چرت و پرت نکنید

dawdling child

بچه ای که چرت و پرت می‌کند

dawdling about

در مورد چرت و پرت کردن

just dawdling

فقط چرت و پرت کردن

avoid dawdling

از چرت و پرت کردن خودداری کنید

dawdling behavior

رفتار چرت و پرت کردن

keep dawdling

به چرت و پرت کردن ادامه دهید

جملات نمونه

stop dawdling and finish your homework.

دست از تعلل کردن بردارید و تکالیفتان را تمام کنید.

she was dawdling in the park instead of studying.

او به جای درس خواندن در پارک به تعلل مشغول بود.

we can't afford to dawdle if we want to catch the bus.

اگر می‌خواهیم اتوبوس را بگیریم، نمی‌توانیم به تعلل بپردازیم.

he tends to dawdle when he's supposed to be working.

وقتی باید کار کند، معمولاً به تعلل می‌پردازد.

don't dawdle; we have a meeting in ten minutes.

تأمل نکنید؛ ما در ده دقیقه آینده جلسه‌ای داریم.

she was dawdling over her breakfast.

او در حال خوردن صبحانه به تعلل مشغول بود.

let's not dawdle; we need to leave now.

تأمل نکنیم؛ ما الان باید برویم.

the children were dawdling on their way to school.

بچه‌ها در راه مدرسه به تعلل مشغول بودند.

he always dawdles when it's time to clean his room.

وقتی وقت تمیز کردن اتاقش است، همیشه به تعلل می‌پردازد.

she dawdled at the store, looking at everything.

او در مغازه به تعلل مشغول بود و به همه چیز نگاه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید