zoomed

[ایالات متحده]/zuːmd/
[بریتانیا]/zuːmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت حرکت کردن (زمان گذشته zoom)؛ به شدت افزایش یافتن (زمان گذشته zoom)؛ بزرگنمایی کردن (زمان گذشته zoom)

عبارات و ترکیب‌ها

zoomed in

بزرگنمایی شده

zoomed out

کوچک نمایی شده

zoomed past

از کنار عبور کرد

zoomed ahead

جلو رفت

zoomed around

دور زد

zoomed back

برگشت

zoomed through

از میان عبور کرد

zoomed by

کنار عبور کرد

zoomed off

دور شد

zoomed together

در کنار هم قرار گرفت

جملات نمونه

the car zoomed past us on the highway.

خودرو با سرعت زیاد از کنار ما در بزرگراه عبور کرد.

she zoomed in on the details of the painting.

او روی جزئیات نقاشی زوم کرد.

he zoomed out to get a better view of the landscape.

او عقب رفت تا منظره را بهتر ببیند.

the drone zoomed over the city skyline.

پهپاد بر فراز خط افق شهر حرکت کرد.

they zoomed through the presentation in just ten minutes.

آنها ارائه را در عرض ده دقیقه به پایان رساندند.

she zoomed in on the map to find the location.

او روی نقشه زوم کرد تا مکان را پیدا کند.

the athlete zoomed ahead of his competitors.

ورزشکار از رقبای خود پیشی گرفت.

he zoomed around the track in record time.

او با ثبت رکورد در پیست به سرعت حرکت کرد.

the camera zoomed in on the actor's face.

دوربین روی چهره بازیگر زوم کرد.

they zoomed through the crowded streets during rush hour.

آنها در ساعات شلوغ از میان خیابان های شلوغ عبور کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید