hurried

[ایالات متحده]/'hʌrɪd/
[بریتانیا]/'hɝɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شتابزده
Word Forms
قسمت سوم فعلhurried
زمان گذشتهhurried

جملات نمونه

was hurried into marriage.

او عجولانه به ازدواج درآورد.

hurried the children to school.

او بچه‌ها را با عجله به مدرسه برد.

I hurried to the ticket-office.

من با عجله به محل فروش بلیط رفتم.

We hurried them off.

ما آنها را با عجله فرستادیم.

The work hurried on night and day.

کار شبانه روزی با سرعت پیش رفت.

The stewardess hurried the passengers onto the plane.

خواب پذیران مسافران را با عجله به هواپیما برد.

she hurried him across the landing.

او او را با عجله از طریق فرودگاه عبور داد.

formalities were hurried over.

رسوم به سرعت انجام شد.

they hurried to their places at the table.

آنها با عجله به جای خود در سر میز رفتند.

They hurried on to make up for lost time.

آنها با عجله ادامه دادند تا زمان از دست رفته را جبران کنند.

He hurried by without speaking to me.

او بدون اینکه با من صحبت کند از کنارم گذشت.

The salesman hurried the customer to make a choice.

فروشنده مشتری را برای انتخاب عجله کرد.

He hurried away in the opposite direction.

او در جهت مخالف با عجله دور شد.

They hurried into the city to say good-bye to us.

آنها با عجله به شهر رفتند تا با ما خداحافظی کنند.

She hurried off without a word.

او بدون اینکه کلمه ای بگوید با عجله رفت.

He hurried forward to meet them.

او برای ملاقات با آنها با عجله به جلو رفت.

نمونه‌های واقعی

We waited for ten more minutes, and then we hurried on.

ما ده دقیقه دیگر منتظر ماندیم و سپس عجله کردیم.

منبع: "The Prisoner of Zenda" Simplified Version (Level 3)

They said the mistakes came because the process was hurried.

آنها گفتند اشتباهات به این دلیل رخ داده است که فرآیند عجله آمیز بود.

منبع: VOA Slow English Technology

They locked eyes for a moment, and then Wade hurried away.

آنها برای لحظه‌ای چشم‌هایشان را قفل کردند و سپس وید عجله کرد و رفت.

منبع: Crazy Element City

He was eighteen and a half minutes late when he finally hurried in.

او ۱۸ سال و نیم دقیقه دیر رسید که سرانجام با عجله وارد شد.

منبع: A Christmas Carol

" Now, " said Bellatrix softly, as Draco hurried back to her with the wands.

" حالا، " بلاتریکس به آرامی گفت، در حالی که دراکو با عجله با چوبدستی ها به سمت او بازگشت.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

The sisters ran down the hallway in their nightgowns, laughing as they hurried along.

خواهرها در لباس‌های شب خود در راهرو دویدند و در حالی که با عجله به جلو می‌رفتند می‌خندیدند.

منبع: Frozen (audiobook)

I'll be back when everything is all right, Mom said as she hurried off.

من برمی گردم وقتی همه چیز درست شد، مادر گفت و با عجله از آنجا رفت.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Some moved towards me and I hurried on.

بعضی‌ها به سمت من حرکت کردند و من عجله کردم و ادامه دادم.

منبع: Theatrical play: Gulliver's Travels

The father hurried to take a peek.

پدر برای نگاهی سریع عجله کرد.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 11 Second Semester

Soon Tom hurried into the Royal Ballroom.

به زودی تام با عجله وارد تالار رقص سلطنتی شد.

منبع: L1 Wizard and Cat

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید