skirted

[ایالات متحده]/ˈskɪtəd/
[بریتانیا]/ˈskɜːrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دامن یا دامن‌ها
v. زمان گذشته دامن زدن

عبارات و ترکیب‌ها

skirted the issue

از پرداختن به موضوع اجتناب کرد

skirted around

اطراف آن را دور زد

skirted the edge

لبه را دور زد

skirted the rules

قوانین را دور زد

skirted the truth

از حقیقت اجتناب کرد

skirted the law

قانون را دور زد

skirted the danger

از خطر اجتناب کرد

skirted the topic

از پرداختن به موضوع اجتناب کرد

skirted the perimeter

اطراف را دور زد

skirted the boundary

مرز را دور زد

جملات نمونه

she skirted the issue during the meeting.

او موضوع را در طول جلسه دور زدو.

he skirted the edge of the cliff carefully.

او با احتیاط لبه صخره را دور زد.

the politician skirted around the controversial topic.

سیاستمدار از پرداختن به موضوع بحث‌برانگیز خودداری کرد.

they skirted the rules to get ahead in the competition.

آنها برای پیشی گرفتن در مسابقه، قوانین را دور زدند.

she skirted the truth when asked about her past.

وقتی از گذشته‌اش سوال شد، او حقیقت را پنهان کرد.

he skirted the puddles on the sidewalk.

او از گودال‌ها در پیاده‌رو دوری کرد.

the dancer's dress skirted gracefully as she moved.

لباس رقصنده با ظرافت در حین حرکت او چرخید.

she skirted the boundaries of acceptable behavior.

او از حدود رفتار قابل قبول دور شد.

he skirted the question with a vague answer.

او با یک پاسخ مبهم از سوال دوری کرد.

the dog skirted around the fence to chase the rabbit.

سگ برای تعقیب خرگوش دور حصار چرخید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید