spoil

[ایالات متحده]/spɔɪl/
[بریتانیا]/spɔɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. فاسد شدن
vt. آسیب زدن یا خراب کردن؛ لوس کردن یا ناز پروردن
Word Forms
قسمت سوم فعلspoiled
شکل سوم شخص مفردspoils
صفت یا فعل حال استمراریspoiling
جمعspoils
زمان گذشتهspoiled

عبارات و ترکیب‌ها

spoil someone rotten

تحیف کردن

spoil the surprise

غافلگیری را خراب کردن

spoil your dinner

خراب کردن شام

spoil the fun

سرگرم کننده بودن را خراب کردن

جملات نمونه

They spoil their children.

آنها بچه‌های خود را لوس می‌کنند.

spoil a person of goods

مال و دارایی یک شخص را خراب کردن

spoiling for a fight.

آماده برای درگیری.

He spoils for learning.

او برای یادگیری مشتاق است.

they divided the spoil fifty-fifty.

آنها غنیمت را به نسبت مساوی تقسیم کردند.

an incorrigible, spoiled child.

یک کودک بی‌بازدار و لوس.

I wouldn't want to spoil your fun.

من نمی‌خواهم تفریح شما را خراب کنم.

Cooper was spoiling for a fight.

کوپر مشتاق درگیری بود.

the spoiled pet of a wealthy family

حیوان خانگی لوس خانواده ثروتمند

the obtrusive behavior of a spoiled child.

رفتار تهاجمی یک کودک لوس.

Spoiled food is not vendible.

غذاهای فاسد قابل فروش نیستند.

She spoils the children rotten.

او بچه‌ها را خیلی لوس می‌کند.

Are you spoiling for a fight?

آیا شما آماده برای درگیری هستید؟

The child is spoiled rotten.

آن کودک خیلی لوس است.

an artist spoiled by success.

هنرمندی که با موفقیت لوس شده است.

Frosts spoil the last of the flowers.

یخبندان آخرین گل‌ها را خراب می‌کند.

A hot plate will spoil the table's polish.

صفحه داغ جلای صندلی را خراب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید