spoil someone rotten
تحیف کردن
spoil the surprise
غافلگیری را خراب کردن
spoil your dinner
خراب کردن شام
spoil the fun
سرگرم کننده بودن را خراب کردن
They spoil their children.
آنها بچههای خود را لوس میکنند.
spoil a person of goods
مال و دارایی یک شخص را خراب کردن
spoiling for a fight.
آماده برای درگیری.
He spoils for learning.
او برای یادگیری مشتاق است.
they divided the spoil fifty-fifty.
آنها غنیمت را به نسبت مساوی تقسیم کردند.
an incorrigible, spoiled child.
یک کودک بیبازدار و لوس.
I wouldn't want to spoil your fun.
من نمیخواهم تفریح شما را خراب کنم.
Cooper was spoiling for a fight.
کوپر مشتاق درگیری بود.
the spoiled pet of a wealthy family
حیوان خانگی لوس خانواده ثروتمند
the obtrusive behavior of a spoiled child.
رفتار تهاجمی یک کودک لوس.
Spoiled food is not vendible.
غذاهای فاسد قابل فروش نیستند.
She spoils the children rotten.
او بچهها را خیلی لوس میکند.
Are you spoiling for a fight?
آیا شما آماده برای درگیری هستید؟
The child is spoiled rotten.
آن کودک خیلی لوس است.
an artist spoiled by success.
هنرمندی که با موفقیت لوس شده است.
Frosts spoil the last of the flowers.
یخبندان آخرین گلها را خراب میکند.
A hot plate will spoil the table's polish.
صفحه داغ جلای صندلی را خراب میکند.
spoil someone rotten
تحیف کردن
spoil the surprise
غافلگیری را خراب کردن
spoil your dinner
خراب کردن شام
spoil the fun
سرگرم کننده بودن را خراب کردن
They spoil their children.
آنها بچههای خود را لوس میکنند.
spoil a person of goods
مال و دارایی یک شخص را خراب کردن
spoiling for a fight.
آماده برای درگیری.
He spoils for learning.
او برای یادگیری مشتاق است.
they divided the spoil fifty-fifty.
آنها غنیمت را به نسبت مساوی تقسیم کردند.
an incorrigible, spoiled child.
یک کودک بیبازدار و لوس.
I wouldn't want to spoil your fun.
من نمیخواهم تفریح شما را خراب کنم.
Cooper was spoiling for a fight.
کوپر مشتاق درگیری بود.
the spoiled pet of a wealthy family
حیوان خانگی لوس خانواده ثروتمند
the obtrusive behavior of a spoiled child.
رفتار تهاجمی یک کودک لوس.
Spoiled food is not vendible.
غذاهای فاسد قابل فروش نیستند.
She spoils the children rotten.
او بچهها را خیلی لوس میکند.
Are you spoiling for a fight?
آیا شما آماده برای درگیری هستید؟
The child is spoiled rotten.
آن کودک خیلی لوس است.
an artist spoiled by success.
هنرمندی که با موفقیت لوس شده است.
Frosts spoil the last of the flowers.
یخبندان آخرین گلها را خراب میکند.
A hot plate will spoil the table's polish.
صفحه داغ جلای صندلی را خراب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید